مقاله سبک سورئاليسم

کد محصول: 94
قیمت: رایگان
تعداد صفحات 0
توضیحات محصول

بعد از پايان جنگ جهاني اول شيوه اي جديد به نام «وهمگري» يا سوئاليسم تكوين يافت و ابتدا بر علم ادبي حكمفرما شد و واژه سورئاليسم را ابتدا آپولينز شاعر فرانسوي در 1917 به معني لغوي «واقعيت برتر» آن هم در تفسير يكي از نمايشنامه هاي خود به كار برد و اين مكتب هنرهاي تجسمي را در بر مي گرفت و هنرمندان جدا شده از نهضت دادارا گرد خود آورده و بناي اين مكتب مهم و رويا و تداعي آزاد و صور مكتوم در ضمير ناهشيار است. و يكي از اهداف هنرمند يا شاعر اين است كه نيروي خيالي خود را با عقل و ارائه بيرون آورد و از قيد و بند اجتماعي آزاد كند. از هنرمندان اين دوره آرپ، جورجو اكيريكو، ماكس ارنست، كله، ماسون خوان ميروه، پيكاسو و از هنرمنداني كه بعدها اين مكتب روي آوردند ماگريت، سالودوردالي جاكومتي پيكرتراش، تانگي، شاگال.

خصوصيات برخي از هنرمندان سورئال

ماكس تخيلي بي بند و مرز را در نقاشي هايش به كار مي برد.

جانسون نقش هاي برانگيخته از ضمير ناهشيار خود را بدون عقل و منطق ترسيم مي‌كند.

تانگي: منظره هاي سرح آميز و غير زميني را با تصوير موجودات عجيب غريب از موادي خميري در لايتني مي سازد.

دالي: دنياي متنوعي دارد و با تضنن هنري و لوده گري ها ذهن جهانيان را پر ساختند.

ماگريت بلژيكي: از فعال ترين اين هنرمندان كارهاي برجسته مي كرده.

كيريكو: تصوير افراد يا كودكاني هويت ناپذير و شبيه به آدمك هاي جامه پوشيده را همراه با اشيايي كه گويي برجا سنگ شده در فضاهاي قالبي و برش خورده معماري هاي هندي و راستبر جايگزين مي سازد. سايه هايي يكپارچه و هراس انگيز هگ نور مي آفريند و انسان احساس كابوس زدگي مي‌كند و حضور اشباحث پليد و نامرئي را گمان مي برد.

سورئاليسم

شيوه هنري كه از چندي پيش در ميان اقوام مختلف جهان به چشم خورده و در سال 1924 به صورت نهفتي نودر آمد. با برخورداري از آزادي كامل و ارائه هرگونه تصوير يا كدائي نامانوس يا الهام و رويا و تجسم از خمير ناخودآگاه كلا اين مكتب با مكاتب ديگر فرق مي‌كند . به طور يكه سوئاليسم با نظام كتب هاي ديگر به گونه اي قطع رابطه مي‌كند. به همين خاطر مخالفين زيادي پيدا مي‌كند. كه مي خواهند اين مكتب را پوچ بخوانند و طردش كنند ولي بعد هنرمند در مي يابد كه زندگي و مخصوصاً زندگي رواني دو سطح جريان دارد. يكي معين و مشهود در خطوط و اجراء و ديگري كه شايد پاره بزرگتر زندگي باشد پنهان به هم و نامعين. آدم مثل كوه يخ در زمان حركت مي‌كند. و تنها قسمتي از آن در بالاي حد هشيار و هدف هنرمند سوئاليسم اين است كه قسمت زيره يعني خمير ناخودآگاه را كشف كند و براي اينكه از انواع سمبوليسم استفاده مي‌كند. نظريه سورئال ها تا اعماق وجدان هنري اروپا و آمريكا نفوذ كرده.

گفته آندره برتون در مورد سورئاليسم: سورئاليسم خود كاري خالص رواني كه منظور از آن عبارت است از افراد واقع انديشه به طور اشخاصي يا مكتوب بهر نحو ديگر يعني تصوير انديشه. فارغ از هرگونه ضابطه عقلاني يا زيبايي شناسي.

امور رئاليسم برتر از رئاليسم يا حقيقيق تر و اين نامي است كه آپولونيز نويسنده فرانسوي در سال 1911 به آثارشاگال نقاش جواني كه به پاريس آمد. بود و سورئاليسم پس از جنگ جهاني اول به يك مكتب بلند آوازه بود گشت.

دراشاگال ممكن و ناممكن با هم در آويخته را اجراي كار هر كدام طبيعي است ولي طرز قرار گرفتن آنها در فضا طبيعي نيست. شاگال مناظر طبيعي را وصف نمي كند. بلكه طبيعت ذهني و دروني كه در آن ديروز و امروز و شدني و بودني داشته و خواسته در هم آميخته است.

فرضيه سورئاليسم

فرو رفتن در خود و آزادي از قيد و بند سنن و عادات و دانسته ها و بردن خود به اشارات و الهامات كه از وجود آدمي بر مي خيزد و شكل دادن به آنها بدون رعايت رسوم رايج شيوه كار هنرمندان سورئاليست هنرمند سوئاليست به جهاني مي رسد كه با جهان مانوس ما بسيار متفاوت است. جهاني با خواهش هاي تند و خروشان اوهام ديرين و ترس هاي كهنسال آرزوهايي بي رحم و اميدهاي حد نشناس تهمه در خروش و غوغا و باز همه از سلطه تهديد گرد. عقل در سكوت و خاموشي همه جوياي ظهور و همه ترسان از آن سكوتشان از فشار فرياد فرو خورده لرزان و سكونشان از شوق حركت و انتظار پيچان.

مكتب سوئاليسم تا زماني كه جنبش داداد آخرين نفسهايش را در پاريس كشيد صورت خارجي به خود نگرفته بود.

در نخستين سالهاي بعد از جنگ جهاني اول نويسندگان فرانسوي مي كوشيدند اصول نظريه زيبايي شناسي برگرفته از نظرات آرتور دو لونزه آمون آلفرد ژاري آپوليز را فرمول بندي كنند. اينان پاسخشان را در وجود دادائيستها كه در پاريس بودند يافتند. بعد از مدتي آندره برتون با استفاده به اين دليل عجيب ولي احتمالاً درست كم جنبش دادا تدريجاً جنبه اي رسمي و آكادميك خود را از آن كنار كشيد و با نمايشگاه دادائيست ها محافظت كرد. كه بعد از منجر به تكشيل كنگره پاريس شد. و پس از 1922 آندره به مقام سردبيري رسيد و هنرمندان هم نظر با خود را تقويت كرد و باهم در موردامور منطقي و غير منطقي و تصادفي در شعر و نقاشي بحث مي شد.

بيانيه سورئاليسم برتون

سورئتليسم اسم مذكر حركت خود به خود صرفا رواني كه هدف از آن بيان شفاهي يا كتبي عملكرد تفكر است تفكر تحميل شده در غياث هرگونه عنصر بازدارنده ناشي از عقل در خارج از قلم و هرگونه پيشينه است. زيبايي يا اخلاقي در فرهنگ فلسفي سورئاليسم بر شالوده اعتقاد به وجود شك هايي از تداعي ناشناخته قدرت يكه تازه روياپردازي فعاليت بر غرضانه تفكر بر واقعيتي فراتر است سورئاليسم به نابودي دائمي نظام ديگر مكانيسم هاي رواني و نستن خود به جاي آنها در حل مسائل اصلي زندگي منجر شده كه بر ادبيات تاكيد داشته و تحت تاثير شاعران و منتقدان كه خود را وارث بهبود او تره آمون و ژاري مي دانستند برتون از شاگردان فرويد بود و اصل سورئاليست را در درجه اول رويا و خمير ضمير ناخودآگاه را از نظرات فرويد استخراج كرد او لحظه سورئال را لحظه و مي داند كه تناقضات و روياها و واقعيت ها حل مي وشد او م يگويد براي ذهن نقطه خاصي وجود دارد. كه از آن پس زندگي و مرگ عنصر واقعي و تخيلي گذشته آينده گفتني و ناگفتني و بلند و كوتاه و ديگر تضاد به شمار نمي رود.

عنصر تصادفي و سخت در هنر هنرمند تاثير دارد. از برنامه هاي سوئاليستها شورش بر ضد نهادها و فلسفه ها بر ضد سياستمداران فيلسوفان و شاعران و هنرمندان سالخورده كه نسل جوان را به درجه هولناك جنگ جهاني اول كشانده بودند بود سورئاليست ها اهميت بيشتري به انزواي شاعر و بيگانگي اش با اجتماع و جدايي اش از طبيعت مي دانند.

دو شاعر بزرگ سده نوزدهم از نهادها و پيامبران اصلي سورئاليسم

ايزيدوردوكاهل كه بعدها خود را كنت دواتره آمون ناميد و آرتورومبر از منتقدان تندخوي و سرشناس بودند اين دو هم ديگر را نمي شناختند در انزوا بودند و در نقطه نقطه جهان سرگردان بودند. در سنين جواني چشم از جهان فرو بستند اين دو بنيان هاي شعر رمانتيك را به لرزه در آوردند و رئاليست ها شيفته اين دو بودند.

انديشه هاي برتون تا 50 سال به هند و ادبيات شورش تعلق داشت. اصول سورئاليستي فرمول بندي شد. خوشبختي نه به دليل نيوري حياتي سرشار نقاش و پيكرتراش سورئاليستي تعداد انگشت شماري  مدافعانش اين واژه را با دقتي در حدو وسواس آندوبرتون به كار مي بردند. هنرمند اول مي گويشه به عنوان فرد مطرح شد.

نخستين نمايشگاه گروهي هنرمندان سورئاليستي

در سال 1925 در نگارخانه پير تشكيل شد و آثار هنرمنداني چون آرپ- كريكو- ارنست- كله- ماسون ميروكپاسيو در اين نگارخانه است و بعدها ايوتانگه مارسل دوشان- پيكابيا. رنه ماگريت به آنها پيوستند.

 

سورئاليسم در سال هاي 1930-1939

سورئاليسم با دو گرايش به نمايندگي ميرو- آندره- ماسون و بعدها ماتا. گاهي سورئاليسم را سورئاليسم خلق مي ناميدند. در اين گرايش القاي فكر بدون نظارت ذهن. غالب است و نتيجه به انتزاع نزديك خيالپردازي هم در كار دخيل و سرچشمه هاي اين گراي را بايد در آزمايشگري هاي تصادفي و خودبخودي كه دادائيسها و فوتوريستها انجام دادند جستجو كرد. و نتيجه به شيوه نويسندگي شاعران سورئاليستي نزديك بود. گرايش دوم در نقاشي سورئاليستي با كارهاي پيروي- سالو ادوردالي. ايوتانگه. رنه ماگريت- پل دلو- پيوند داد اين گرايش صحنه ها و اشياي قابل تشخيص دارد كه از محيط طبيعي شان بيرون و به طرز عجيبي در هم ادغام شده اند گويي در عالم رويايي باشند. و با دقتي وسواس آميز شبيه سازي مي كنند اين گراي را بايد در هنر هانري روسو- شاگال- انسور- كريكو و رمانتيك هاي سده 19 جستجو كرد. اين گرايش كه سوپررئاليسم يا سورئاليسم ناتوراليسم ناميده مي شود مي كوشد از ضمير ناخودآگاه استفاده كند.

نظريه فرويد در مورد رويايي ضمير ناخودآگاه اهميت بنيادي براي تمام جنبه‌هاي سورئاليستي دارد.

هيچ مرزي بين اين دو گرايش نيست. هنرمنداني چون ماكس ارنست و ويكتور بارئولز در زمان هاي مختلف به آزمايشگري سورئاليستي مي پرداخت. سبك سو سكب مستقلي از سورئاليست پديد آورد. تفاوت بين اين دو گرايش زياد ولي بين هنرمندان اين دوره طبقه بندي صورت نمي گيرد. از دل سورئاليسم زنده نهايي ميرووماسون و نظريه هاي مربوط به حركت خود انگيخته لقائي شهودي گرايشهاي خلاقانه بسياري در عرصه اكسپرسيونيسم انتزاعي و ديگر سبك هاي انتزاع اواخر سده 20 به ظهور رسيده از دل سورئاليسم در ادبيات و هنر و سياحت نيز جنبش انتزاعي و اين جنبش در سال 1925 در نشريه برتون انقلاب سوررئاليستي ناميده مي شد.

و بند سورئاليست ها به دادائيست ها پيوستند يا عنصر غير منطقي برسد.

كم كم هنرمندان ديگري نيز اين مكتب روي آوردند. وباعث انتشار آن در سراسر جهان شدند در سال هاي 1930-1939 نشريه اصلي سورئاليست ها مجله مينوتوربود كه در سال 1933 به دست آلبرت اسكيرا- تيرياد تاسيس شد. و در ميان اين هنرمندان هنرمنداني با گرايش هاي گوناگون متراگاندينسكي اورنس- درن- نام برد.

سبك سو طرح روي جلد را تهيه كرد كولاژي كه در مركزش يك طرح كلاسيك خطي از يك مينياتور با شمشيري كوتاه در دست ديده مي شد.

در ميان نخستين سورئاليستها

آندره مانسون انقلابي ترين و پر شورترين هنرمندي كه زخم هاي رواني بيشتر از زخم هاي حجمي بر او وارد شده او يك آثار آناريشت بوده. وموضوع آثار او ساديسم انسان و درنده خويي تمام موجودات زنده اعم از ماهيها و حشرات صحنه كشتار.

هنرمندي كه نماينده سورئاليسم بود

ساولادوردالي متولد 1904 او واژه سورئاليسم را به صورت يك اسم عام در تمام زبان ها درآمده است. كه بر هنري غير منطقي شهرت برانگيز، جنون آميز مطابق مد روز دلالت دارد. زندگي شخصي دالي سورئاليستي بوده دالي با امپرسيونيسم نيز آشنا بوده . تصاوير روايتي دارد. دالي خيلي با استعداد و تخيلي است و كمك زيادي به هنر سده بيستم كرده.

معناي لغوي سورئالسيم

فراواقعگرايي

هدف سورئاليسم

تناقص پيشين رويا واقعيت را در يك واقعيت مطلق يك ابرواقعيت حل كند.

نخستين مجله سورئاليست ها

انقلاب سورئاليست ها در پاريس منتشر شد كه برتن  آراگن- الوار گردانندگانش بودند و كساني چون يسنو- كي  ريكو- ارنست كپالسو ماشن با آن همكاري داشتند اين مجله بهترين مجله بوده.

نقاشي سورئاليسم بر چند نوع است؟

بر دو نوع نوع اول كه دالي ان را اشياي رويايي نقاشي شده باست مي ناميد. از اسلوبهاي سنتي چون واقعنمايي براي نمايش دنياي آشفته و هم آميز رويا استفاده مي شود. و چيزهاي غير متجانس كنار هم قرار مي گيرد. پاره هاي تشريح شده موجودات. دستگاه ها و ساختارهاي صنعتي. موجودات هيرالدار صور آلي- انتزاعي تصويرهاي آشفته مثل آثال دالي- تانگي- در نوع دوم- بر نوع آوري فن استوار تحت تاثير درون. تصويرهاي ذهني مثل آثار ماشن تكه چسباني- نقشه گرداني- مالشكاري و غيره آفريدن واقعيتي جديد. همه دو دسته قصد تلفيق امور معقول و غير معقول را دارند. براي آفريدن واقعيتي جديد سورئاليسم را با درونش مانوس مي سازد و امروز تمام وقايع عجيب و غريب هنر اطلاق مي شود ولي يك روش هنري نمي تواند باشد. سورئاليسم عملكرد حقيقي و بيان شفاهي و فارغ از هرگونه نظارت هنري يا اخلاقي.

رمانيخست سورئاليسم

1-    ادبيات در صورت لزوم مي توانيم استفاده كنيم.

2-    سورئاليسم يك بيان نظريه جديدي براي استفاده درست از ذهن.

3-    ما مي خواهيم انقلابي ايجاد كنيم.

4-    سورئاليسم و انقلاب را كنار هم قرار داده اين تا خصلت عيني بي غرض و حتي مسائل انقلاب را نشان دهيم.

5-    ما مي خواهيم نشان دهيم انسان چه افكار سست و پوچي دارد.

سورئاليست شعر نيست و كاملا مجهز و زنده از گوش چپ دادا بيرون آمده و يكشبه دارائيست ها سورئاليست را پديد مي آورد.

ريشه هاي خود را عقب تر از دادا جستجو مي كردند. در رمانتيك ها و بصوليست ها- ورئاليست ها به كمونيستها گرايش داشتند و در جنگ گروهي از آنها به آويكا رفتنئد. سورئاليسم و رمانتيسم نيز با هم ارتباط نزديكي پيدا كردند. ولي اختلافات آنها نيز روشن و واقعي بود.

مورئاليسم در واقع عصياني اساسي بر ضد برووائي اقتصادهاي كارگري و آزادي اجتماعي هدف آن است. و كسي كه سورئاليسم را نمي شناسد از دور آن را هيولايي شگرف و نامعقول مي بيند. اما كسي كه آن را بشناسد در مي يابد كه خارق العاده كشف و شهود انساني و ورود به آنهاغ از طريق دگرگوني ناگهاي روحي كه كلمه شيوه هاي احساس كردن و انديشيدن را زير و رو مي‌كند.

سورئاليسم در زندگي غوطه ور شده نه در عالم مجردات

جهان بيني تازه اي را بيان داده به دنبال كشف را از گياهان شناسي. سورئاليسم عصيان حاصل هوس روشنگرانه نيست بلكه برخوردي كه از يك بين قدرت هاي روح و شرايط زندگي و با خشونت بر ضد نيهيليسم دئاداد قيام كردند و با هدف بر سر راهشان مقاومت كردند جستجو كردند تا راه رستگاري را بيابند. سورئاليست ها مي كوشند انسان را به جهان مربوط كنند. از نظر سورناليست ها هيچ تفاوتي بين عناصر و انديشه و عناصر جهان وجود ندارد.

اسلاف سورئاليسم

1-    اولين نظريه پرداز در مورد آن افلاطون بوده و در دو رساله روس و ايون.

2-  رمان سياه و ادبيات وهمي. از قرن 18 سورئاليست ها فقط آثار سور و رمان سياه را به چشم آثار خود مي دانستند و مي خواهند به تفين برتر برسند. و موجودات خيالي در آن است و آزادي كامل خارجح از اخلاق و عقل و روان و جسم.

3-    هگل بيش از همه خود را به انديشه آلماني نزديك مي بينند. و تمام فعاليت هاي هنري را با هم متحد مي سازند.

4-    رومانتيسم آلماني. لفواليس ژان پل. آخيم آفن آلنيم. نوواليس هولدولين- مهمترين هنرمندان سورئاليست بوده اند.

5-    از سوپرناتوراليسم تا جهان بيني.

كم كم سورناليست هاي آينده گرد هم مي آيند و نهضت خود را پايه گذاري مي كنند و ميدان مغناطيسي اولين اثر سورئاليست برتون و سوپرو نوعي ارزيابي مجربي توانايي هاي زماني است و در واقع اولين زمينه تجربه سورئاليسم نوزاد است با بيانيه سورئاليسم- قلم برتون توصيف قانوني خود را پيدا خواهد كرد.

برتون مي گويد انسان خيالباف نمي تواند تخيل خود را آزاد بگذراد. سورئاليسم كاركرد واقعي انديشه را كشف كن و قدرت مطلق رويا را كشف كند. اشتياق گياه عمل اعتقادي سورئاليسم و انقلاب واقعي پيروزي اشتياق مرگ سورئاليسم مرگي بود پس از تحقيق و تكامل و تثبيت زيرا اثري بزرگ براي جهانيان گذاشته بود و بعد از سورئاليسم شعر و رمان نقاشي و سينما وارد شد.

فنون سورئاليسم

1-  طنز: نشانه روحي نيست نقاب نوميدي. روياي اراده خويشتن براي نجات خود از واقعيت تا صدمه نبيند باعث مي شد درد و رنج را كمتر بفهميم. واقعيتي تازه، سورئاليست ها از خواهنده اند اثر مثبتي بيافرينند. نه همه چيز را نفي كنند.

2-  جادوسورئاليسم ؟ بازيابي آن رازي است كه خرد گراني بحارنگش كرده وسعت چهره‌اش را تغيير داده  آن انديشه جادوئي و قدرت هاي از دست رفته.

3-    نگارش خودكار مشخصه اصلي سورئاليسم كه بسيار به رويا نزديك

سه جريان در نگارش خودكار سورئاليست ادغام شود

1-    سنت شاعرانه

2-    جريان مديومي فارغ از مسائل مربوط به روح و غيره.

3-    تئوري روانكاري عاري از همه هدف هاي درماني و با روش هاي متعدد امكان باور ضميمه ناخودآگاه.

4-    رويا- عاطفه ما است كه رويا را گسسته و ناپيوسته جلوه مي دهد.

5-    ديوانگي

6-    تضاد و عيني.

7-    اشياء سورئاليستي.

هدف سوئاليست: شعر- نقاشي- تئاتر- سينما.

هدف نقاشي سورئاليست:

فرا افكني تفاسخ هاي مخفي در دنياي اشيا و مبادله دائمي و عيني و ذهني است و با طبيعت سر و كار دارند چهره‌ي تازه اي از جهان براي ما مي سازند.

منبع :ایران داکیومنت

 www.irandac.com

دانلود رایگان
پسورد: www.irandac.com
سوالات و نظر شما در مورد این محصول