هدايت و رهبري در قرآن و نهج البلاغه

کد محصول: 88
قیمت: رایگان
تعداد صفحات 0
توضیحات محصول

بسمه تعالي

مقدمه:

اين تحقيق با عنوان هدايت و رهبري در قرآن و نهج البلاغه انجام گرديده است. ابتدا با مراجعه به منابع مختلف كه فهرست آنها در اين تحقيق آمده است معني لغوي هدايت از ديدگاههاي مختلف طرح و آنگاه معناي هدايت در قرآن مورد بررسي قرار گرفت. لازم به ذكر است در قرآن هدايت با سي و يك تعبير خاص بكار رفته است كه در اين تحقيق به اين معاني پرداخته شده است. براي آگاهي از وجوه هدايت در نهج البلاغه با مراجعه به كتاب مزبور 10 خطبه و 2 حكمت و 1 نامه در زمينه هدايت مورد بررسي قرار گرفت. همچنين فهرست آياتي از قرآن كه در آنها وجوه مختلف هدايت بيان شده است ضميمه گرديده است.

 

 

1-1- معاني لغوي هدايت:

هدايت در لغت به معني ارشاد و راهنمايي از روي لطف و خيرخواهي است. (1) صاحب مجمع البحرين مي گويد: «هدايت در لغت به معني ارشاد و دلالت بر شيء است.». (2)

راغب اصفهاني دربارة معني هدي مي گويد: «هدي در لغت به معني دلالت و راهنمايي از روي لطف است». (3)

دربارة معني هدايت در معجم مقاييس اللغه و در معجم الوسيط آمده:

“هدايت، عبارت از راهنمايي از روي لطف است، بگونه اي كه رساننده به مطلوب و مقصود باشد”. (4)

همچنين دربارة معني لغوي هدايت، گفته شد: «هدايت، يعني به نرمي كسي را به خواسته‌اش راهنمايي كردن». (5)

صاحب تبيان نيز، هدايت را به معني راهنمايي به راه رشد مي داند. (6)

در تفسير المحقق درباره معناي لغوي هدايت چنين آمده:

«هدايت در لغت به معني راهنمايي كردن است و هَذي، هُدي و هديه، مصدر هدي يهدي است كه به معني ارشاد و ضد گمراهي است و به معني دلالت، دعوت، بيان و تعريف نيز
مي‌آيد». (7)

1-1-1- معناي اصطلاحي هدايت:

معناي اصطلاحي هدايت، عبارت است از دلالت بسوي حق و ارائه طريق و ارشاد بسوي حقيقت چنانكه قرآن كريم، در آيات زير، همين معنا را بيان مي فرمايد:

“ ان علينا للهدي ”.

“ و انك لتهدي الي صراط مستقيم ”.

“ ان هذا القرآن يهدي للتي هي اقوم ”.

“ قل الله يهدي للحق ”. (8)

صاحب كشاف نيز دربارة معناي اصطلاحي هدايت مي گويد:

«هدايت عبارت است از ارائه طريق و افاقة قوايي كه شخص بتواند بوسيلة آن، مصالح خود را دريابد، و يا عبارت است از نصب ادله‌اي كه بوسيلة آن حق را از ناحق جدا كند، و يا ارسال رسل و انزال كتب باشد، چنانكه خداوند مي فرمايد “وجعلنا منهم ائمه يهدون بامرنا” و يا كشف سرائر از دلها باشد كه مخصوص انبياء و اولياء است. چنانكه مي فرمايد: “لنهدينهم سبلنا”. (9)

ملاصدرا در مقام بيان معني هدايت گويد:

«فالخلق هو اعطاء الكمال الاول والهداية هي افادة كمال الثاني».

آفرينش موجودات، اعطاي كمال اول است و هدايت، عبارت از اعطاي كمال دوم به موجودات است، زيرا خداوند ابتدا بندگان را آفريد و سپس آنها را به راه راست و طريق سعادت، هدايت نمود. چنانكه مي فرمايد:

“ربنا الذي اعطي كل شيء خلقه ثم هدي”.

و با لجمله، هدايت عبارت از سوق دادن اشياء است بطرف كمال دوم آنها و كمال دوم، كمالي است كه موجودات در اصل وجود، نيازي بدان ندارند و در بقاء نيز احتياجي بدان
ندارند. (10)

 

 

1-2- وجوه هدايت در قرآن:

براي هدايت و مشتقات آن در قرآن، وجوه و معاني مختلف بيان گرديده، كه براي پي بردن به معاني مزبور، به ذكر آن مي پردازيم:

1- هدي به معني قرآن ، چنانكه در سورة اسراء آية 9 فرمايد:

“و مامنع الناس ان يومنوا اذجاء هم الهدي”

در سورة كهف آية 55 نيز فرمايد:

“و ما منع الناس ان يومنوا اذجاء هم الهدي”

و در آية 23 سورة نجم نيز فرمايد:

“و لقد جاءهم من ربهم الهدي”

و در آية 13 سورة جن نيز فرمايد:

“و انا سمعنا الهدي آمنابه” (11)

2- هدي به معني دين (بمعناي اخص):

مانند آية 120 سورة بقره كه مي فرمايد:

“قل ان هدي الله هوالهدي”

ترجمه: بگو همانا دين، همان دين خدا، يعني اسلام است.

و در سورة حج آية 67 نيز مي فرمايد: « فلاينا زعنك في الامر وادع الي ربك انك لعلي هدي مستقيم » يعني لعلي دين مستقيم.

هدايت بدين معني، در قرآن بسيار است (12)

3- هدي به معني ايمان، مانند آية 13 سورة كهف:

“ انهم فتيه آمنوا بربهم وزدنا هم هدي”

ترجمه: همانا آنان، جواناني هستند كه به پروردگارشان ايمان آوردند و خداوند بر ايمانشان افزود.

در سورة مريم آية 76 نيز فرمايد:

“و يزيد الله الذين اهتدوا هدي”.

يعني: خداوند ايمان كساني را كه قبول ايمان نموده اند، زيادتر مي كند.

در سورة سبا آية 32 نيز مي فرمايد:

“ انحن صددناكم عن الهدي بعد اذجاء كم”.

ترجمه: آيا ما (مستكبرين)، شما (مستضعفين) را از ايمان منع نموديم، بعد از آنكه از جانب خدا آمد.

و در سورة زخرف آية 49 فرمايد:

“ ادع ربك بما عهد عندك اننا لمهتدون”.

كه مهتدون به معني مومنون است.

ترجمه: بخوان اي ساحر از خداي خودت تعهدي را كه با تو دارد (كه عذاب را از ما بردارد) در اينصورت، ما از ايمان آورندگانيم. (13)

4- هدي به معني توحيد :

چنانكه در سورة فتح آية 28 فرمايد: “هوالذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق” يعني اوست خدايي كه رسول خود را با توحيد و دين حق فرستاد.

نظير اين آيه، در سورة توبه آية 33 و در سورة صف، آية 9 نيز آمده است.

در سورة قصص، آيه 57 نيز فرمايد:

“و قالوا ان نتبع الهدي معك نتخطف من ارضنا”

كه هدي به معني توحيد است. (14)

ترجمه: (مردم مكه به رسول خدا) گفتند: اگر ما همراه تو، توحيد را پيروي كنيم، ما را از سرزمين خودمان بيرون مي كنند.

5- هدي به معني سنت و روش :

چنانكه در سورة انعام آية 90 فرمايد:

“ اولئك الذين هدي الله فبهديهم اقتده”.

در اين آيه، خداوند به پيامبرش مي فرمايد: پيش از تو نيز، پيامبران ديگري بودند كه به وظيفة خود عمل نمودند، خداوند نيز، آنان را در مسير خويش هدايت فرمود. پس تو هم به سنت و روش آنان اقتداء كن و مانند آنان، بر آزار دشمنان و تكذيب آنان صبر كن.

در سورة زخرف آية 22 نيز فرمايد: “ انا وجدنا آباءنا علي امه و انا علي آثارهم مهتدون” يعني: علي آثارهم مستنون بسنتهم.

ترجمه: ما پدران خود را بر عقايد و آييني يافتيم، و البته ما هم از سنتها و روشهاي آنان پيروي مي كنيم. (15)

6- هدي به معني پيامبران و كتابهاي آسماني :

چنانكه در آية 38 بقره فرمايد:

“ افما يا تيكم مني هدي فمن تبع هداي فلاخوف عليهم ولا هم يحزنون”.

يعني: هنگاميكه از جانب من، پيامبران و كتابهاي آسماني آمدند، پس هر كس از كتب و رسل من پيروي كند، خوف و اندوهي براي او نخواهد بود.

نظير اين معني در سورة طه آية 123 نيز آمده است. (16)

7- هدي به معني راه نمودن و راهنمايي در دين :

چنانكه در آية 10 طه فرمايد: “ اواجد علي النار هدي”

كه مقصود، راه يابي از طريق پيدا كردن آتش است.

و نيز در سورة قصص آية 22 فرمايد:

“ قال عسي ربي اين يهديني سواء السبيل” 

كه يهديني به معناي پر شدني است.

و در سورة ص آية 2 فرمايد: “و اهدنا الي سواء الصراط”.

كه در اين آيه اهدنا به معني ارشدنا است.

8- هدي به معني راه نمودن به حجت و برهان :

چنانكه در سورة بقره آية 285 فرمايد: “والله لايهدي القوم الظالمين”.

يعني لا يهديهم الي الحجه . و در سورة آل عمران آية 86 نيز نظير اين آيه، آمده. هدايت بدين معنا، در قرآن مجيد، فراوان است. (17)

9- هدي به معني بيان:

مانند آية 5 سورة بقره كه مي فرمايد: “ اولئك علي هدي من ربهم”. يعني علي بياناً من ربهم و در آية 100 سورة اعراف فرمايد: “ اولم يهدلهم” يعني: اولم يبين لهم.

و در آية 17 سورة فصلت نيز مي فرمايد: “و اما ثمود فهدينا هم” يعني: بينا لهم.

و در سورة انسان آية 3 فرمايد: “ انا هديناه السبيل” يعني: انا بينا له السبيل.

هدي بدين معنا، در قرآن بسيار است. (18)

10- هدي به معني شناختن و معرفت :

چنانكه در آية 16 سورة نحل فرمايد: “و علامات و بالنجم هم يهتدون”. كه يهتدون به معناي يعرفون الطرق است. يعني: بوسيلة ستارگان، راهها را مي شناسند.

در آية 82 طه نيز مي فرمايد: “و اني لغفار، لمن تاب و آمن و عمل صالحاً‌ ثم اهتدي”.

ترجمه: همانا من، بسيار آمرزنده ام، براي كسيكه توبه كند و ايمان آورد و عمل صالح انجام دهد، سپس (حق) را بشناسد.

در سورة انبياء آية 31 نيز فرمايد: “و جعلنا فيها فجاجاً سبلا لعلهم يهتدون”.

يهتدون در اين آيه نيز، به معناي يعرفون است.

ترجمه: و قرار داديم در آن (زمين) راههاي فراخ و پيدا، شايد كه ايشان (راه درست) را بشناسد.

در سورة نحل آية 41 نيز فرمايد: “ننظرا تهتدي ام تكون من الذين لايهتدون”

ترجمه: (سليمان گفت تخت بلقيس را برايش ناشناس كنيد) تا بنگريم كه وي، سرير خود را مي شناسد يا توانايي شناسايي نخواهد داشت.

هدايت به اين معني در قرآن، بسيار است. (19)

11- هدي به معني خواندن :

چنانكه در آية 159 اعراف مي فرمايد: “و من قوم موسي امة يهدون بالحق”.

يهدون در اينجا به معني يدعون است.

ترجمه: و جماعتي از قوم موسي، مردم را به دين حق فرا مي خواندند.

در سورة رعد آية 7 نيز فرمايد: “ انما انت منذر، و لكل قوم هاد”.

ترجمه: براي هر قومي، دعوت كننده و خواننده اي هست، كه هاد به معني داع است. در سورة بني اسرائيل آية 9 فرمايد: “ان هذا القرآن يهدي للتي هي اقوم”.

در اين آيه نيز يهدي به معني يدعوا است.

در سورة انبياء آية 73 مي فرمايد: “و جعلنا هم ائمه يهدون بامرنا”.

ترجمه: و ما فرزندان ابراهيم را، پيشواياني قرار داديم كه مردم را به فرمان ما فرا مي خوانند.

در آية 30 احقاف نيز فرمايد: “مصدقاً لما بين يديه يهدي الي الحق”.

كه در اين آيه نيز، يهدي به معني يدعوا است.

همچنين در آية 2 سوره جن فرمايد: “يهدي الي الرشد فامنا به”.

ترجمه: (قرآن) به رشد و ترقي مي خواند و ما بدان گرويده ايم. (20)

12- هدي به معني امر و فرمودن :

چنانكه در سورة بقره آية 159 فرمايد:

“ ان الذين يكتمون ما انزلنا من البينات و الهدي ”.

ترجمه: همانا كسانيكه كتمان مي كنند آنچه را كه از بينات و امر و فرمودة محمد (ص) نازل كرديم.

منابع

www.irandac.com

 

قرشي، علي اكبر، قاموس قرآن، ج 7، ص 145، دارالكتب الاسلاميه، 1352 هـ . ش

الطريحي، فخرالدين، مجمع البحرين، ج 4، ص 414، چاپ هشتم، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، سال 1367 هـ .ش

راغب اصفهاني، مفردات الفاظ القرآن في غريب القرآن، ص 538، چاپ دوم، انتشارات مرتضوي، پائيز 1362

معجم الوسيط، ج 2، ص 988، ناشر مجمع اللغه العربيه، ابي الحسين احمد بن زكريا، معجم مقاييس اللغه، ج 6، ص 42، ناشر: مكتب الاعلام الاسلامي، 1404 هـ .ق

جر، خليل، معجم العربي الحديث (فرهنگ لاروس)، ترجمه: سيد حميد طبيبيان، ج 2، ص 2115، انتشارات اميركبير، سال 365 هـ .ش

الطوسي، محمد بن حسن، التبيان، في تفسير القرآن، ج 1، ص 41، داراحياء التراث العربي

دكتر محقق، تفسير المحقق، لمولفه المحقق، ج 1، ص 374، در كشف الاسرار، ج 1، ص 17 و در كشاف، ج 1، ص 35 نيز همين تعريف آمده

الطريحي، مجمع البحرين، ج 4، ص 415

الزمخشري، محمود بن عمر، الكشاف عن حقايق غوامض التنزيل و عيون الاقاويل في وجوه التاويل، ج 2، ص 1540، دارالكتب العربي

10) شيرازي، صدرالدين، الحكمه المتعاليه في الاسفار العقليه الاربعه، ج 3، ص 82، انتشارات بيدار، قم،‌ 1361 هـ .ش

11) التفليسي، وجوه القرآن، ص 296، چاپ چهارم، بنياد قرآن، 1360 هـ .ش

الطوسي، التبيان، ج 10، ص 352، الطبري جامع البيان، ج 29، ص 61

12) زمخشري الكشاف، ج 1، ص 183

13) البقصوي، معالم التنزيل، ج 3، ص 133

14) التفليسي، وجوه القرآن، ص 297

15) مجيدي، ابوالفضل رشيد الدين كشف الاسرار و عدة الابرار، ج 3، ص 418، انتشارات اميركبير، 1357 هـ .ش

16) رازي، ابوالفتوح، روح الجنان و روح الجنان، ج 1، ص 74، انتشارات كتابخانه آيت الله مرعشي، الرازي الفخر، مفاتيح الغيب، ج 28، ص 144، داراحياء التراث العربي

فقيه دامغاني، عزيزي نقش، قاموس قرآن در وجوه و لغات مشترك، ج 2، ص 332، چاپ اول، انتشارات بنياد علوم اسلامي، تابستان 1361

17) الطبري، جامع البيان، ج 24، ص 60

18) التفليسي، وجوه القرآن، ص 298

19) التفليسي، وجوه القرآن، ص 299

20) البغوي، معالم التنزيل، ج 3، ص 252، وجوه القرآن، ص 299

21) فقيه دامغاني، عزيزي نقش، قاموس قرآن در وجوه و لغات مشترك، ج 2، ص 335

22) الطوسي، التبيان، ج 2، ص 47، همين مطلب، در دو منبع ديگر نيز آمده، كه آندومنبع عبارتند از:

ميبدي، كشف الاسرار و عدة الابرار، ج 1، ص 428

رازي، روح الجنان و روح الجنان، ج 1، ص 122

23) التفليسي، وجوه القرآن، ص 299

24) الطبري، جامع البيان، ج 1، ص 54، همين مطلب در منبع زير نيز آمده:

ابن عربي، محي الدين، تفسير القرآن الكريم، ج 1، ص 11، انتشارات ناصرخسرو، چاپ دوم، 1978م

25) الزمخشري، الكشاف، ج 2، ص 165

26) التفليسي، وجوه القرآن، ص 299

27) التفليسي، وجوه القرآن، ص 299

28) فقيه دامغاني، عزيزي نقش، قاموس قرآن در وجوه و لغات مشترك، ج 2، ص 335

29) الزمخشري، الكشاف، ج 3، ص 420، همين مطلب در منبع زير نيز آمده:

امين، نصرت (بانوي اصفهاني)، مخزن العرفان در تفسير قرآن، ج 1، ص 78، نهضت زنان مسلمان، سال 1361 هـ .ش

30) دكتر محقق، تفسير المحقق، ج 1، ص 377، همين مطلب در تفسير القرآن الكريم ابن عربي، ج 1، ص 649 نيز آمده

31) دكتر محقق، تفسير المحقق، ج 1، ص 378، همين مطلب در منبع زير نيز آمده:

الالوسي البغدادي، السيد محمود، روح المغاني في تفسير القرآن العظيم و السبع المثاني،
ج 1، ص 93، داراحياء التراث العربي، چاپ چهارم، 1405 هـ .ق

32) الفخر الرازي، مفاتيح الغيب، ج 28، ص 47، تفسير المحقق، ج 1، ص 379، نيز همين مطلب را بيان نموده

33) الفخر الرازي، مفاتيح الغيب، ج 2، ص 146

34) الطبري، جامع البيان، ج 19، ص 45

35) دكتر محقق، تفسير المحقق، ج 1، ص 375

36) الفخر الرازي، مفاتيح الغيب، ج 2، ص 145

37) دكتر محقق، تفسير المحقق، ج 1، ص 384

38) ميبدي، كشف الاسرار و عدة الابرار، ج 3، ص 249

39) الطباطبايي، الميزان، ج 11، ص 279

40) دكتر محقق، تفسير المحقق، ج 1، ص 384، همين مطلب در منبع زير نيز آمده:

ابي السعود، محمد بن محمد العمادي، تفسير ابي السعود المسمي، ارشاد العقل السليم الي مزايا قرآن الكريم، ج 1، ص 18، داراحياء التراث العربي، چاپ دوم، 1411 هـ .ق

41) دشتي، محمد، ترجمه نهج البلاغه، ناشر انتشارات مشرفين، سال انتشار 1379 هـ .ش

پسورد : www.irandac.com

دانلود رایگان
پسورد: www.irandac.com
سوالات و نظر شما در مورد این محصول