در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از مقالات و پروژه های موجود در سایت هستید که به اشتباه در این سایت قرار داده شده با پشتیبانی سایت تماس بگیرید تا فایل شما بسرعت حذف شود

سياهک ذرت CORN SMUT

پیشنهاد به دوستان
کد محصول: 1416
 
توضیحات محصول

سياهک ذرت يکي از گسترده ترين و شايع ترين بيماري هاي ذرت در مناطق ذيرکشت اين محصول مي باشد. تنها گياه ديگري که به اين بيماري مبتلا مي شود شبيه ذرت بوده و تئوسينت (Teosinte) نام دارد. هنگاميکه اين پارازيت وارد و در محلي مستقر شود با توليد اسپورهاي بادوام و بيشمار براي هميشه در آنجا باقي خواهد ماند.

اهميت اقتصادي: متوسط خسارات ناشي از سياهک ذرت به ندرت از 2% تجاوز مي نمايد. اين بيماري عموماً در نواحي گرم و نسبتاً خشک خسارت زيادتري مي رساند. محل گالها روي گياه و زمان توسعه آن در ميزان خسارت بيماري روي محصول تأثير مي گذارد.

علائم بيماري: گالهاي سياهک روي هر قسمت از گياه که بافتهاي جنيني يا روياني embryonic tissues ظاهر گردد بوجود مي آيد. اين گالها ممکن است روي ساقه، برگ، جوانه هاي جانبي، خوشه و گل آذين نر، ايجاد گردند. قطر گالها ممکن است به 10 سانتيمتر يا حتي بيشتر برسد. گالها معمولاً در ابتدا متمايل به سبز بوده و سپس به رنگ خاکستري روشن تا سفيد درمي آيند. با شروع رسيدن گالها تليوسپورها تشکيل و بافت داخلي گال رفته رفته تيره تر مي شود. غشاء خارجي سفيدرنگ گال تا رسيدن تليوسپورها سالم مانده، و سرانجام با پاره شدن اين غشاء توسط توده سياهک که از تليوسپورهاي سياه رنگ تشکيل شده آزاد مي گردد.

گالهاي ساقه ممکن است سبب کاهش محصول و اغلب انحناء و خميدگي ساقه گردند. گالهاي روي برگ اغلب در امتداد رگبرگ اصلي تشکيل شده و پيچيدگي برگها را موجب مي گردند. در آلودگي خوشه و سنبله بافتهاي دانه و گل نر به ترتيب به وسيله گال جايگزين مي شوند. با تشکيل گالها در بالاي خوشه ها مقدار محصول به طور قابل ملاحظه اي تقليل مي يابد. گالهاي بزرگ معمولاً کاهش محصول بيشتري را موجب مي شوند. آلودگي گياهچه هرچند به ندرت صورت مي گيرد، اغلب کوتولگي و مرگ گياه را باعث مي گردد.

عامل بيماري: Ustilago maydis (DC.) Cda. . اين قارچ متعلق به رده بازيديوميست زير رده هتروبازيديوميست و خانواده يوستيلاجي ناسه (Ustilaginaceae) است. قارچ عمدتاً به صورت بين سلولي و ديکاريوتيک (هر سلول داراي دو هسته جدا از هم) است. تليوسپورها (کلاميدسپورها) نيز ديکاريوتيک بوده و کروي يا بيضي شکل، برنگ سياه با تعداد زيادي زوائد خارمانند هستند. تليوسپورها داخل ديواره رشته هاي هيف در درون گالها تشکيل مي شوند. با جوانه زدن تليوسپورها، بازيديوم (پروميسليوم) بوجود مي آيد. بازيديوم، داراي ديواره عرضي بوده  وروي آن "بازيديوسپور" شفاف و بيضي شکلي تشکيل مي شود. بازيديوسپورها با روشي شبيه به مخمرها به طور فراوان جوانه مي زنند.

تليوسپورهاي اين قارچ در توده هاي اسپوري بزرگي تشکيل مي شوند. قبل از جوانه زدن تليوسپورها، دو هسته داخل آنها با هم ترکيب شده و به دنبال آن بلافاصله تقسيم با کاهش کرموزومي (ميوز) انجام گرفته، و در نتيجه 4 بازيديوسپور يک هسته اي در طرفين بازيديوم بوجود مي آيد. بازيديوسپورها ممکن است به طور مکرر جوانه زده و بازيديوسپورهاي ثانوي را توليد نمايند.

بازيديوسپورها، يا بازيديوسپورهاي ثانوي، ممکن است با هم جفت شده و ميسليوم ثانويه را که ديکاريوتيک و قدرت بيماري زائي دارد توليد نمايند. بازيديوسپورها همچنين ممکن است توليد هيف هاي منوکاريوتيک (يک هسته اي) نازکي، بنام ميسليوم اوليه بنمايد که قادر است مستقيماً به داخل سلول هاي اپيدرم نفوذ نمايد. ميسليوم اوليه معمولاً فقط قادر به رشد محدودي در گياه بوده مگر اينکه بين رشته هاي هيف نژادهاي سازگار تماس و سپس ترکيب صورت گيرد. با جفت شدن ميسليوم هاي اوليه، ميسليوم ثانويه به وجود مي آيد که ديکاريوتيک و بيماري زا بوده و بزرگتر از ميسليوم اوليه مي باشد.

سيکل بيماري: منبع اصلي ماده مولد آلودگي اوليه بازيديوسپورهائي است که روي بقاياي گياهي و يا در خاک توليد شده و همراه با باد و آب پراکنده مي شود. سازگاري قارچ به زندگي ساپروفيتي و تکثير آن روي بقاياي گياهي و مواد آلي زمينه مساعدي را براي توليد ماده مولد آلودگي فراهم مي سازد. درصد کمي از ماده مولد آلودگي اوليه نيز از تليوسپورهايي است که در سطح بذور آلوده قرار دارند.

رشته هاي ديکاريوتيک ميسليوم هاي ثانويه به صورت بين سلولي گياه را مورد حمله قرار مي دهند. سلول هاي اطراف اين رشته ها و همچنين سلول هايي که در فاصله اي از آنها قرار دارند تحريک شده با ايجاد هيپرتروفي و هيپرپلاسي در آنها گال بوجود مي آيد. هرچند گياهچه ها ممکن است به طور سيستميک آلوده شوند ولي در گياهان مسن تر آلودگي موضعي خواهد بود. رشته هاي ميسليوم در گالها به صورت بين سلولي باقي مانده ولي درست قبل از تشکيل اسپور به سلول هايي که در آنها هيپوتروفي و هيپرپلاسي بوجود آمده، حمله مي نمايند. سلول هاي ميزبان با حمله ي قارچ، فروريخته و مي ميرند و محتويات داخل آنها به مصرف رشد و توسعه قارچ مي رسد. بيشتر سلول هاي ديکاريوتيک رشته هاي هف تبديل به توده هاي سياه و پودرمانند تليوسپورهاي ديکاريوتيک مي شوند. با پاره شدن غشاء نازک روي گالها تليوسپورها آزاد شده و همراه با جريان باد پراکنده مي گردند.

تليوسپورها در بقاياي آلوده گياهي و خاک زمستان گذراني مي نمايند. استفاده از ماشين هيا برداشت ذرت عملاً موجب افزايش مقدار ماده مولد آلودگي روي بذرها مي شود.

جوانه زدن تليوسپور توليد بازيديوسپورها تحت شرايط مناسب روي بقاياي گياهي و مواد آلي داخل خاک صورت مي گيرد. تليوسپورها قادرند شرايط نامناسب را تحمل نمايند. تأخير در جوانه زدن بخشي از جمعيت اسپورها موجب طولاني شدن دوره فراواني ماده مولد آلودگي مي شود. بافتهاي جنيني تمام قسمت هاي هوائي نسبت به آلودگي حساسند.

کنترل: استفاده از هيبريدهاي نسبتاً مقاوم تنها راه مناسب براي کنترل سياهک ذرت است. هيچ واريته و يا هيبريدي کاملاً مصون از بيماري نيست. هرچند عمليات بهداشتي و استفاده از تناوب زراعي انتظار مي رود که وسيله اي جهت کنترل بيماري باشد، ولي اغلب در نواحي وسيع زير کشت ذرت به علت پراکنده شدن بازيديوسپورها، همراه با جريان باد تا فواصل زياد عملاً اين راه ها نقش مهمي را در کنترل بيماري ندارند.

سياهکهاي آشکار گندم و جو LOOSE SMUTS OF WHEAT AND BARLEY

سياهکهاي آشکار گندم و جو خيلي به هم نزديک بوده و از نظر سيکل بيماري و نحوه کنترل متشابه مي باشند، ولي عامل بيماري در هر محصول نمي تواند محصول ديگر را مورد حمله قرار دهد.

هر دو بيماري در مناطق غله خيز که آب و هوا به هنگام تشکيل گل و خوشه خنک و مرطوب باشد شيوع و گسترش دارند. گياهان سياهک زده چون دانه اي توليد نمي کنند، لذا موجب کاهش محصول مي گردند.

علائم بيماري: سنبله هاي گل در گياهان سياهک زده زودتر از گياهان سالم ظاهر مي شوند. در گياه آلوده اندام هاي گل تماماً از بين رفته و تبديل به توده سياهک مي گردند. اين توده ها در ابتدا به وسيله غشاء ظريفي پوشيده شده که با پاره شدن آن توده پودري سياه رنگ که از اجتماع تليوسپورهاي (کلاميدسپور) ديکاريوتيک تشکيل يافته نمايان مي گردد اين عمل همزمان با به گل رفتن گياهان سالم است. بعد از آزاد شدن و پراکندگي تليوسپورها به وسيله باد فقط محور مرکزي خوشه باقي مي ماند که بلندتر از خوشه هاي گياهان سالم اطراف ديده مي شوند. بذوري که از گلهاي آلوده به وجود مي آيند ظاهرا طبيعي بوده و نمي توان آنها را از بذور سالم در ظاهر تشخيص داد.

عامل بيماري:

عامل سياهک آشکار گندم Ustilago tritici (Pres.) Rostr.

عامل سياهک آشکار جو Ustilago nuda (Jens.) Rostr.

اين قارچها متعلق به رده بازيديوميست ها و زيررده هتروبازيديوميست و خانواده سياهکها (Ustilaginaceae) مي باشند. تليوسپورها ديکاريوتيک (دو هسته اي) تيره رنگ با خارهاي ظريف و بطور تيپيک در يک طرف رنگ روشن تري دارند. تليوسپورها بعد از تقسيم با کاهش کروموزومي جوانه زده و توليد بازيديوم (پروميسليوم) مي نمايد که عموماً داراي سه تا چهار سلول مي باشد، در اين قارچها بازيديوسپور توليد نمي شود. سلول هاي بازيديوم هاپلوئيد بوده و با جفت شدن دوبدو سلول هاي سازگار از طريق لوله هاي ترکيب (conjugation tubes) ميسليوم ثانويه که ديکاريوتيک و آلوده کننده است بوجود مي آيد. بعد از آلودگي، تا تشکيل تليوسپورها رشته هاي ميسليوم به همان حالت ديکاريوتيک باقي مي مانند. تليوسپور در اين سياهک ها برخلاف ساير سياهکها نمي تواند مدت زيادي زنده بماند.

سيکل بيماري: تليوسپورهاي ديکاريوت از خوشه هاي آلوده به وسيله باد به گلهاي سالم منتقل شده و در آنجا بعد از ترکيب هسته ها و تقسيم با کاهش کروموزومي جوانه زده و توليد بازيديوم را مي نمايد. سلولهاي بازيديوم که از نظر جنسي سازگارند با هم جفت شده و توليد هيف ديکاريوتيک آلوده کننده را مي نمايد که از طريق ديواره تخمدان وارد گل مي شود. آلودگي فقط از طريق ديواره تخمدان در موقعي که گياه سالم به گل رفته صورت مي گيرد. هواي مرطوب به هنگام باز شدن گلها براي آلودگي لازم است. شرايط مناسب براي انتشار و گسترش سياهک آشکار گندم و جو هواي سرد و مرطوب مي باشد. پس از نفوذ قارچ ريسه هاي ديکاريوتيک به صورت بين سلولي در تخمدان مستقر مي شوند، بدون اينکه مانعي در رشد يا ميزان جوانه زني بذر ايجاد نمايند. رشته هاي ميسليوم قارچ پريکارپ يا پوسته خارجي بذر (به ويژه در سطح شکمي بذر)، اسکوتلم (قسمت سپر مانندي که اطراف چنين گياه را در دانه مي پوشاند.) و نقطه رويشي جنين را مورد حمله قرار داده و تا موقعي که بذر جوانه نزده در داخل دانه به حالت راکد مي ماند. ميسليوم فعاليت خود را با جوانه زدن و رشد بذر از سر گرفته و در نقطه رويشي جنين، و سپس نقاط رويشي جنيني (روياني) پنجه ها که معمولاً گره طوقه از آنها متمايز مي شود منشعب مي گردد. در مراحل بعدي رشد گياه با طويل شدن ميان گره ها رشته ميسليوم همراه با گره ها به سمت بالا منتقل مي شود. قسمتي از ميسليوم در گره ها باقي مانده، در حاليکه رشته هاي ميسليومي که به خوشه مي رسند جايگزين بافتهاي گل شده و در اثر قطعه قطعه شدن اين رشته ها تليوسپورها بوجود مي آيند.

در گندم و يا جو پائيزه هر دو قارچ به صورت غيرفعال و يا نيمه فعال در ناحيه طوقه مي مانند. در غلات بهاره اين قارچها بصورت غيرفعال درون بذر آلوده زمستان گذراني مي نمايند.

کنترل: با رعايت روشهاي زير بيماري را مي توان به نحو رضايت بخشي کنترل نمود:

الف) واريته مقاوم به سياهک- واريته هاي متعددي از گندم و جو مقاومتهاي متوسط يا زيادي را به سياهک آشکار دارا مي باشند که در صورت لزوم مي توان از آنها استفاده نمود.

ب) استفاده از بذور عاري از آلودگي "بذر گواهي شده".

در گذشته براي تهيه بذر مادري عاري از آلودگي، آن را با آب گرم ضدعفوني مي کردند. در اين متد بذر را براي مدت معيني در آبي که گرماي آن به اندازه اي است که فقط قارچ را کشته و زياني به جنين نمي رساند خيس مي نمايند.

البته در اين مدت ممکن است دانه ها صدمه ديده و قوه ناميه خود را از دست بدهند. جزئيات اين روش به شرح ذير است:

1- خيساندن بذر براي مدت 6 ساعت در آب سرد.

2- فرو بردن آنها براي مدت 1 تا 2 دقيقه در آب 49 درجه سانتيگراد.

3- در مورد گندم- فرو بردن بذر براي مدت 10 دقيقه در آب 53 درجه سانتيگراد.

در مورد جو- فرو بردن بذر به مدت 13 دقيقه در آب 52 درجه سانتيگراد.

4- ريختن فوري بذر در حجم زيادي از آب سرد.

5- خشک کردن بذرها.

ضدعفوني بذر با قارچ کشهاي معمولي موجب از بين بردن رشته هاي ميسليوم در آنها نمي شود. اخيراً استفاده از قارچ کش سيستميک ويتاواکس (2، 3- دي هيدرو- 5- کربوکسانيليدو-6-متيل-1، 4- اکسانتين) براي ضدعفوني بذر به ثبت رسيده است. اين قارچ کش به وسيله بذر و يا گياهچه جذب شده باعث جلوگيري از رشد و يا از بين رفتن رشته ميسليوم قارچ مي گردد. اين روش پيشرفت چشمگير در کنترل سياهکها بوده و از متد قديمي ضدعفوني بذر با آب گرم خيلي ارزان تر مي باشد.

سياهک پنهان يا سياهک بدبوي گندم BUNT OR STINKING SMUT OF WHEAT

سياهک پنهان در تمام نقاط دنيا وجود دارد. اين بيماري يکي از شديدترين بيماري هاي قرون وسطي و همچنين از نخستين بيماري هاي گياهي بود که به تفصيل مورد مطالعه قرار گرفت. تيلت Tillet (1755) اولين فردي بود که متوجه فرق بين سياهکهاي پنهان و آشکار شد. او همچنين طبيعت مسري بودن بيماري را ثابت نمود.

پروست Prevost (1807) ارتباط بين ميکروارگانيسم و بيماري را تعيين نمود.

گياهان ميزبان شامل تمام گونه هاي گندم مي باشد. گونه هاي معدود ديگري از خانواده علف ها (گرامينه) نيز مورد حمله قرار مي گيرد.

پراکنش جغرافيائي: بيماري به وسيله دو گونه از جنس Tilletia ايجاد مي شود. در ايالات متحده گونه T.caries بيشتر در نواحي غربي است، در حاليکه در مناطق شمالي، مرکزي و شرقي گونه T.foetida فراوان است.

اهميت اقتصادي: خسارت سياهک پنهان عمدتاً تقليل در مقدار و کيفيت محصول است. گندم هاي برداشت شده که آلوده به اسپور قارچ مي باشند، ممکن است "سياهک زده" محسوب شده و قيمت آنها شديداً تنزل يابد.

علائم بيماري: علائم بيماري قبل از به خوشه رفتن گياه مشهود نيست. گياهان آلوده عموماً کوتاه مانده و اغلب به رنگ سبز مايل به آبي در مي آيند. در گلها، مادگي بزرگ شده و تخمدان طويل تر و پهن تر مي شود. خوشه هاي بيمار معمولاً باريک تر از خوشه هاي سالم بوده و رنگ سبز خود را حفظ مي نمايند. دانه هاي آلوده اغلب به رنگ قهوه اي مايل به خاکستري در مي آيند و رنگ قهوه اي روشن دانه هاي سالم را از دست مي دهند. بوي نامطبوعي شبيه به بوي ماهي گنديده، در اثر توليد تري متيل آمين، از زمان تشکيل اسپورها تا هنگام رسيدن آنها کاملاً قابل تشخيص است. پودر سياهرنگ که از توده تليوسپورها (کلاميدسپورها) تشکيل شده است تمام محتويات داخل پوست دانه را در بر مي گيرد. دانه هاي سياهک زده ممکن است در سنبله هاي آلوده نمايان باشند. دانه هاي آلوده هنگام برداشت و خرمن کوبي شکسته شده و توده تليوسپورها که آزاد و پراکنده مي شوند به دانه هاي سالم مي چسبند.

عوامل بيماري:

Tilletia foetida (Wallr.) Liro.

Tilletia caries (DC.) Tul.

اين قارچها متعلق به رده بازيديوميست و زيررده هتروبازيديوميست و خانواده تيله تيا سه (Tilletiaceae) هستند. در گونه T.caries تليوسپورها مشبک و به رنگ قهوه اي روشن تا تيره در T.foetida تيلوسپورها با سطح صاف و رنگ روشن تا قهوه اي تيره مي باشند. تليوسپورهاي نازا در هر دو قارچ در بين تليوسپورهاي زايا يافت مي شوند. اسپورهاي نازا به رنگ روشن با ديواره نازک هستند. در تليوسپورهاي ديکاريوتيک (دو هسته اي) عمل ترکيب هسته ها و تقسيم با کاهش کروموزومي (ميوز) صورت مي گيرد. تليوسپورها با جوانه زدن توليد بازيديوم (پروميسليوم) را مي نمايند که در انتهاي آن 8 تا 16 بازيديوسپور (اسپوريدي) دراز، نازک و شفاف تشکيل مي شود. بازيديوسپورهاي هاپلوئيد در حاليکه به بازيديوم متصلند، جفتهايي که سازگاري جنسي دارند با هم جفت شده و به شکل حرف H در مي آيند. بازيديوسپورهاي جفت شده ديکاريوتيک هستند که جوانه زده و توليد رشته هاي ميسليوم ثانويه را که ديکاريوتيک و بيماري زا هستند مي نمايند و يا بازيديوسپورهاي ثانويه را ايجاد مي کنند که اينها نيز ديکاريوتيک مي باشند. بازيديوسپورهاي ثانويه نيز ممکن است جوانه زده و توليد رشته هاي ميسليوم ثانويه را که ديکاريوتيک و قادر به ايجاد آلودگي هستند نمايند. تعدادي نژاد فيزيولوژيکي در اين قارچها شناخته شده است.

سيکل بيماري: ماده مولد آلودگي اوليه، به استثناي نواحي شمال غربي سواحل اقيانوس کبير و مناطق خشک تر دنيا که گندم زمستانه کاشته مي شود از تليوسپورهائي است که در سطح بذر قراردارند. درمناطق فوق تليوسپورها مي توانند از زمان برداشت محصول تا هنگام کشت پائيزه گندم هاي زمستانه زنده مانده و ماده مولد آلودگي اوليه در اين نواحي، تليوسپورهاي روي بذر و داخل خاک است. اسپورهاي داخل خاک در موقعي که درجه حرارت خاک پائين (اپتيموم 9-12 درجه سانتيگراد) و رطوبت آن زياد است جوانه مي زنند. هنگاميکه اين شرايط فراهم باشد، اسپورها جوانه زده و در نبودن گياه حساس بزودي مي ميرند. بنابراين در گندم زارهائي که بارانهاي تابستانه و پائيزه متداول است اسپورهاي خاک زي معمولاً منبع ماده مولد آلودگي نمي باشند. زمستان گذراني پاتوژن بصورت تليوسپور روي بذر گندمهاي بهاره و در گياهچه هاي گندمهاي زمستانه مي باشد. هيف آلوده کننده که از جفت شدن دو بازيديوسپور به وجود مي آيد با کلوئوپتيل (coleptile) گياهچه هاي جوان تماس پيدا مي کند. هيف آلوده کننده مستقيماً به داخل کلئوپتيل نفوذ نموده و به طريق بين سلولي و درون سلولي در آن وارد مي شود. گاهي هيف آلوده کننده در امتداد محور کلئوپتيل قرار گرفته و رشته هايي به داخل آن مي فرستد. کلئوپتيل احتمالاً تا موقعي که شروع به از بين رفتن نکرده به آلودگي حساس است، که اين دوره تقريباً به مدت دو هفته بعد از جوانه زدن بذر است. رشته هاي هيف، با رشد بين سلولي و درون سلولي خود، گياه را اشغال نموده و از طريق کلئوپتيل به قاعده برگهاي اوليه (برگهاي خارجي) نفوذ مي نمايد. رشته هاي هيف سپس از طريق قاعده برگهاي متوالي به ناحيه زير نقطه رويشي و سپس به طرف بالا به داخل نقطه رويشي نفوذ مي کند. هيف ها با رشد خود از قاعده برگهائي که در زير جوانه هاي پنجه قرار دارند به اين جوانه ها مي رسند.

در يک بوته گندم، گره بالغ و رشد يافته طوقه داراي تمام بافتهايي است که در يک گياه بالغ يافت مي شود. رشد بعدي گياه در اثر طويل شدن فاصله ميان گره ها و بزرگ شدن سلولها است. هنگاميکه رشته هاي هيف به نقطه رويشي برسد آلودگي خوشه حتمي است. زيرا اين رشته ها با طويل شدن فاصله ميان گره ها به طرف بالا منتقل مي گردد. اگر قبل از اينکه رشته هاي هيف به قاعده برگهاي جوانتر (برگهاي داخلي) برسند، با طويل شدن ميان گره اين برگها به طرف بالا و دورتر از برگهاي مسن و آلوده منتقل شوند، در اين صورت بقيه گياه از آلودگي رهائي جسته و سالم مي ماند. بدين ترتيب در يک گياه آلوده خوشه هاي برخي از پنجه ها از آلوده شدن گريخته و سالم مي مانند. رشته هاي هيف در بافتهاي بالغ رشد خوبي ندارند، بنابراين به نظر مي رسد که پاتوژن بعد از طويل شدن فاصله "ميان گره اي" قادر به رسيدن به نقطه رويشي نباشد.

هنگاميکه خوشه هاي آلوده بزرگ و به بلوغ خود نزديک مي شوند، رشته هاي ميسليوم تمام محتويات داخلي دانه را به استثناي پوست خارجي آن (پريکارپ) که تا موقع خرمن کوبي معمولاً سالم مي ماند مورد استفاده قرار مي دهد. در انشعابات ديکاريوتيک هيف که داخل دانه ها را اشغال کرده سلولها گرد شده و تليوسپورهائي را که ديکاريوتيک و ديواره ضخيم دارند تشکيل مي دهند، در بين توده اسپوري، سلولهاي عقيمي که ديواره نازک و رنگ روشني دارند ديده مي شوند.

تليوسپورها هنگام برداشت و يا خرمن کوبي آزاد شده و موجب آلودگي بذرهاي سالم مي گردند.

کنترل: ضدعفوني بذر و استفاده از واريته هاي مقاوم به سياهک، دو راه اصلي کنترل هستند. در گذشته در نواحي مرطوب براي ضدعفوني بذر از قارچ کشهاي آلي جيوه اي مايع استفاده مي شد که در از بين بردن اسپورهاي روي بذر بسيار موثر بود. در نواحي خشک تر کنترل بهتر با استفاده از هکزاکلروبنزن (HCB) يا پنتاکلرونتيروبنزن (PCNB) ميسر است. اين قارچ کش ها تأثير کمتري در کشتن اسپورهاي بذرزاد (روي بذر) داشته ولي با ايجاد بخار سمي در اطراف بذر در داخل خاک باعث کنترل موثر اسپورهاي خاک زي مي گردند. در حال حاضر هيچ نوع قارچ کش جيوه اي آلي مشخصي وجود ندارد که جاي قارچ کشهاي جيوه اي را که در گذشته در ضدعفوني بذر به کار ميرفته اند بگيرد.

منبع : ایران داکیومنت

 

logo-samandehi

تایید