در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از مقالات و پروژه های موجود در سایت هستید که به اشتباه در این سایت قرار داده شده با پشتیبانی سایت تماس بگیرید تا فایل شما بسرعت حذف شود

ساختمان فلزی

پیشنهاد به دوستان
کد محصول: 1241
 
توضیحات محصول

منظور از ساختمان فلزي، ساختماني است كه بار سقفها، ديوارها و جداكننده ها توسط تيرهاي اصلي به ستون منتقل شده و بوسيله ستونها به زمين منتقل مي گردد. بديهي است كليه اسكلت اصلي اين نوع ساختمانها از پروفيلهاي مختلف فلزي تهيه و ساخته مي شود.در ايران براي اتصال قطعات فلزي، معمولاً از جوش الكتريكي (جوشكاري) استفاده مي شود. بعد جوش به وسيله محاسبه تعيين مي گردد ولي در هر حال نبايد از 6mm كمتر باشد. در موقع انتخاب الكترود جوشكاري بايد دقت كافي به عمل آيد و الكترودي انتخاب شود كه متناسب با جوشكاري بوده و بعد لازم را به راحتي ايجاد نمايد. همچنين بايد توجه نمود تا آمپر دستگاه به نحوي انتخاب گردد كه قادر به ذوب نمودن الكترود انتخاب شده باشد. حداقل قطر الكترود جوشكاري براي اسكلت فلزي 4mm پيشنهاد مي گردد. بايد دقت شود كه جوشكاري در كليه قسمتها يكنواخت بوده و با بعد مساوي انجام گردد و به اصطلاح زنجيره اي باشد.

اجزاء تشكيل دهنده ساختمانهاي فلزي

ساختمانهاي فلزي از اجزاء مهم زير تشكيل مي شوند :

1-   ستونها

2-   پل يا تيرهاي اصلي

3-   تيرچه ها

4-   پروفيلهاي اتصال مانند نبشي و تسمه و...

 

1- ستونها

ستونها از مهمترين و حساس ترين اجزاء ساختمانهاي فلزي مي باشند. بار سقف به وسيله پلها به ستون منتقل شده و به وسيله ستون به زمين انتقال مي يابد. براي ساختن ستونها مي توان از پروفيلهاي مختلف استفاده نمود مانند دو عدد تيرآهن I معمولي و يا يك عدد آهن بال پهن، و يا دو عدد ناوداني يا يك عدد قوطي چهارگوش و يا چهار عدد نبشي و... . در ايران براي ساخت ستونها معمولاً از دو عدد تيرآهن I معمولي استفاده مي شود و آنها را به وسيله تسمه به يكديگر متصل مي نمايند.

براي ساختن ستونها از دو عدد تير I معمولي بايد دقت كافي نمود تا ستونها كاملاً مستقيم و راست ساخته شود زيرا كوچكترين انحناي ستون ممكن است بعد از بارگذاري منجر به كمانش ستون گشته در نتيجه باعث تخريب ساختمان گردد. انحنا در ستون به دو دليل ممكن است ايجاد شود :‌ اول آنكه امكان دارد تير آهن هاي مورد استفاده براي ساختن ستون در اثر حمل و نقل داراي پيچيدگي باشد. دوم آنكه ممكن است در اثر جوشكاري غير فني و نادرست در ستون پيچيدگي ايجاد شود.

ورق بست

در بالا و پايين و همچنين در محل عبور پلها در طبقات براي ستونهاي سراسري به جاي تسمه از ورق بست استفاده مي شود.

پهناي ورق بست (b) به اندازه پشت تا پشت ستون مي باشد (قدري كمتر براي جوشكاري) و ارتفاع آن (h) حداقل در ابتدا و انتهاي ستون برابر b مي باشد. همچنين ضخامت آن حداقل 50/1 ارتفاع (h/50) در نظر گرفته مي شود. ارتفاع ورق بست در قسمت مياني به اندازه ارتفاع پل به علاوه پهناي دو عدد نبشي تكيه گاهي بالا و پايين پل مي باشد.

صفحه هاي تقويتي

گاهي ممكن است ستون انتخاب شده از لحاظ شماره تيرآهن براي كليه طبقات مناسب بوده و نقطه براي يك يا دو طبقة پايين كه بار بيشتري را تحمل مي نمايد ضعيف باشد. در اين صورت ممكن است براي تقويت ستون، ورقهاي تقويتي سراسري پيشنهاد گردد.

اتصال ستون به صفحه فونداسيون

در مورد پي نقطه اي و نصب صفحه زيرستون، مطالبي ذكر گرديده است. يادآوري ميگردد كه صفحه زير ستون بايد كاملاً تراز و در يك سطح كار گذاشته شود. حال متذكر مي گردد كه سطح انتهايي ستون يعني محل اتصال آن به صفحه زيرستون بايد كاملاً مستوي بوده بطوريكه در هنگام قرار دادن آن روي صفحه، تمام نقاط آن با صفحه در تماس باشد. آنگاه ستون را بلند كرده و در محل خود قرار مي دهند. آنگاه ستون توسط دوربين و يا شاقول بنايي، شاقول مي شود و دور تا دور آن به صفحه زيرستون Base plate جوش مي خورد. آنگاه براي تكميل كار، ستون را توسط چند عدد نبشي به صفحه جوش مي دهند. طول و عرض كلي اين اتصالات نبايد از روي صفحه زيرستون تجاوز نمايد.

2- پلها و يا تيرهاي اصلي

پلها آن قسمت از ساختمان فلزي هستند كه بار سقف توسط آنها به ستونها منتقل مي گردد. به زبان ديگر به عضوي از ساختمان فلزي كه بين ستونها قرار مي گيرد، پل و يا تيراصلي مي گويند.

طريقه اتصال پل به ستون

ساده ترين شكل اتصال پل به ستون آن است كه پل در جهت بال تيرآهن ستون امتداد پيدا كند. در اين حالت معمولاً از پلهاي سراسري استفاده مي شود. اين پلها به وسيله يك عدد ورق بست كه در محل عبور پل به ستون جوش مي شود و همچنين يك عدد نبشي 10 يا 12 كه روي ورق بست جوش مي گردد به ستون متصل مي شود. چنانچه بار پل در محل اتصال به ستون زياد باشد و امكان خم نمودن نبشي تكيه گاهي وجود داشته باشد، بهتر است يك عدد صفحه مثلثي شكل بين دو بال نبشي جوش داده تا از خم شدن آن جلوگيري گردد. اين روش اتصال پل به ستون را اتصال خورجيني
مي نامند.حالت دوم آن است كه پل از وسط ستون عبور نمايد. در اين حالت بايد دقت شود تا در هنگام ساختن ستون، فاصله لب به لب دو عدد تيرآهن I حداقل 0.5cm از بال پلي كه مي خواهد از داخل آن عبور كند بيشتر باشد تا امكان عبور پل فراهم گردد. اصولاً امكان عبور پلهاي سراسري در اين نوع اتصال قدري مشكل مي باشد زيرا اگر دو طرف ساختمان احداثي باز نباشد به سختي مي توان يك عدد پل سراسري را از بين ستونها عبور داد. بدين لحاظ در اين نوع مواقع، پل را به قطعات كوچك بريده و در جاي خود قرار داده و سپس دوباره آن را جوش مي دهند. اين عمل چنانچه اتصالات به خوبي انجام شود اشكال نداشته و اين پل مانند پل سراسري يكپارچه عمل خواهد كرد.

حالت سوم موقعي است كه پل به جان ستون ختم مي شود. در اين حالت امكان ايجاد پلهاي سراسري تقريباً ممكن نيست. زيرا در صورت اجراي پل سراسري بايد سوراخي در جان تير ايجاد شود كه اين خود باعث ضعف ستون مي گردد. بدين لحاظ بهتر است پل در اين حالت قطعه قطعه سوار گردد.

3- تيرچه ها

در سقفهاي طاق ضربي از تيرچه هاي آهني (تير آهن) و در سقفهاي تيرچه و بلوك، از تيرچه هاي بتني استفاده مي شود.

تيرچه هاي بتني موجود در سقفهاي تيرچه و بلوك، از مقداري ميلگرد آجدار كه به وسيله بتن با عيار زياد پوشيده شده، تشكيل گرديده است. ميلگردهاي مصرفي در تيرچه از دو قسمت تشكيل مي شود، يك سري از اين ميلگردها در پايين تيرچه در ناحيه كششي قرار دارند كه تعداد و قطر اين ميلگردها توسط محاسبه تعيين مي گردد. دوم ميلگردهايي كه به صورت 7 و 8 به ميلگردهاي اول متصل است. اين ميلگردها براي اتصال بتن بالاي تيرچه به تيرچه و يكپارچه شدن آنها بكار مي رود.

تيرچه ها را در سقف به فاصله تقريبي 40cm از يكديگر قرار مي دهند سپس داخل آنها را به وسيله بلوك پر مي كنند.

براي اينكه تيرچه بوسيله وزن خود و همچنين وزن بلوك و بتن روي آن قبل از سخت شدن ايجاد شكم ننمايد، (قوس به سمت پايين)، قبلاً‌ زير آن را به وسيله تيرهاي چوبي مي بندند.

 

4- پروفيلهاي اتصال

ميله مهار : در سقفهاي طاق ضربي باتوجه به خيز طاق كه در حدود 2 الي 3 سانتيمتر مي باشد، طاق نيرويي در جهت محود xها به تيرهاي جانبي خود وارد
 مي نمايد كه اين نيرو در طاق هاي مياني بوسيله طاق پهلويي خنثي مي شود ولي اين نيرو در آخرين دهانه باعث مي شود كه تير آهن را به كنار رانده در نتيجه طاق فرو ريزد. براي جلوگيري از اين كار آخرين تيرآهن را حداقل در دو نقطه به تيرآهن ماقبل آخر
مي بندند و اينكار معمولاً بوسيله ميلگردهايي به قطر 10 الي 12 ميليمتر انجام مي شود. به اين ميلگردها، ميل مهار گفته مي شود. مصرف ديگر ميلگرد در فونداسيون مي باشد كه در بخش پي توضيح داده شده است.

از نبشي براي تكيه گاه پلها و همچنين براي اتصال تيرچه ها به پلها و اتصال ستون به صفحه زيرستون استفاده مي شود.

محل استفاده صفحه، براي ورق بست و وصله نمودن دو تيرآهن و... ميباشد.

سقفهاي تيرچه و بلوك

سقفهاي تيرچه و بلوك اغلب براي ساختمانهايي است كه اسكلت اصلي آن از فولاد ساخته مي شود. يكي از مزاياي استفاده از سقفهاي تيرچه و بلوك آن است كه ميتوان دهانه هايي تا 9m را پوشاند ولي معمولاً‌ در سقفهاي طاق ضربي اگر دهانه از 6m بيشتر باشد،  بايد از تيرهاي مركب و خرپا و... استفاده نمود. سقفهاي تيرچه و بلوك كاملاً تخت و صاف بوده ولي سقفهاي طاق ضربي به علت اختلاف نمره تيرآهن،‌ ناهموار است كه بايد با بتن سبك پر شود.

در سقفهاي تيرچه و بلوك بايد قبلاً‌ محل دقيق عبور تمام لوله هاي تأسيساتي پيش بيني شده و با وسيله اي قبل از بتن ريزي در سقف سوراخهاي لازم را ايجاد كرد. زيرا در غير اين صورت بايد توسط قلم و چكش بتن را سوراخ نمود كه اين خود باعث ضعف و ايجاد تركهايي در بتن مي گردد.

لايه هاي سقفهاي تيرچه و بلوك به قرار زير است :

1-   تيرچه

2-   بلوك

3-   آرماتور

4-   بتن

1- تيرچه

تيرچه تشكيل شده است از مقداري ميلگرد آجدار كه بوسيله بتن با عيار زياد پوشيده شده است. ميلگردهاي مصرفي در تيرچه از دو قسمت تشكيل شده است : يك سري از اين ميلگردها در پايين ترين قسمت تيرچه در ناحيه كششي قرار دارند. تعداد و قطر اين ميلگردها بوسيله محاسبه تعيين مي شود. سري دوم ميلگردهايي كه به صورت 7 و 8 به ميلگردهاي اول متصل است. اين ميلگردها براي اتصال بتن بالاي تيرچه به تيرچه و يكپارچه شدن آنها بكار مي رود.

تيرچه ها را در سقف به فاصله تقريبي 40cm از يكديگر قرار مي دهند و سپس داخل آنها را با بلوك پر مي كنند. براي آنكه تيرچه به وسيله وزن خود و همچنين وزن بلوك و بتن روي آن قبل از سخت شدن ايجاد شكم ننمايد (قوس به قسمت پايين) زير آن را به وسيله تيرهاي چوبي مي بندند. حتي توسط اين تيرهاي چوبي، وسط تيرچه را چند سانتيمتر بلندتر از حالت تراز قرار مي دهند تا پس از بتن ريزي و برداشتن تيرهاي چوبي، كاملاً به حالت تخت در آيد.

برخي مواقع براي ساختن سقف از ميلگردهاي مرغوب تر از فولاد ST37 استفاده مي شود كد حد رواني آن تا 5600 kg/cm2 مي رسد. بتني كه براي ساختن تيرچه مصرف مي شود بسيار ريز دانه بوده و به همين دليل با سيمان 500 تا 600 كيلوگرم در مترمكعب ماسه ساخته مي شود.

2- بلوك

          بين تيرچه ها،‌ بوسيله قطعاتي كه به نام بلوك معروف است پر مي شود. بلوك قطعه اي است توخالي به پهناي تقريبي 40cm. بلوك را معمولاً از خاك رس مي سازند. گاهي نيز در ساختن بلوك از بتن استفاده مي شود. بلافاصله بعد از چيدن تيرچه و بلوك بايد اقدام به آرماتوربندي و بتن ريزي نمود. زيرا باتوجه به اينكه بلوك جسم بسيار شكننده اي است،‌ چنانچه بين بلوك چيني و بتن ريزي فاصله زماني ايجاد شود، بلوكها در اثر عبور و مرور و عوامل جوي شكسته و از بين مي رود.

1-   آرماتوربندي

علاوه بر آرماتورهاي داخل تيرچه، يك سري آرماتورهاي شبكه اي (از چپ و راست) نيز قبل از بتن ريزي روي سقف مي بندند. كه اين شبكه بايد به آرماتورهاي 7 و 8 مانند تيرچه ها متصل گردد. فاصله و قطر اين آرماتورها بوسيله محاسبه تعيين
مي گردد. در محل اتصال سقف اصلي به قسمتهايي از كنسول مي شود، بايد از ميلگردهاي تقويتي استفاده نمود. براي سقف نيز بعضي مواقع از ميلگردهايي با حد رواني بالا استفاده ميشود.

2-  بتن 

روي شبكه مذكور، به ضخامت حدود 5 الي 10 سانتيمتر و همچنين حد فاصل بين بلوكها را با بتن عيار 300 يا 350 پر مي نمايند. بايد دقت شود كه كليه منافذ به وسيله بتن پر گردد. براي اين كار بهتر است از ويبراتور استفاده شود.

قبل از بتن ريزي بايد ترتيبي اتخاذ گردد كه محل عبور كانالها و لوله ها و... از بتن پر نشود.

بادبند

  در ساختمان هاي فلزي براي اينكه ستونها و پل ها (فرمها) در مقابل نيروي واژگوني مقاومت داشته باشند،‌ بين ستونها را بوسيله پروفيلهاي فلزي، معمولاً‌ به صورت x به يكديگر متصل مي كنند. نيروي واژگوني در اثر باد بوجود مي آيد. در ساختمانهاي بلند اگر سطح وسيعي از آن در مقابل باد قرار داشته باشد،‌ نيروهايي درجهت موازي با افق در بالاترين نقطه ستون به وجود مي آيد كه مايل به واژگون كردن ستون مي بادش. اين نيرو كه بصورت مثلثي به ستون اثر كرده و در پايين آن مساوي صفر است،‌ بوسيله بادبند از بالاي ستون به پايين آن منتقل مي شود.

 براي افزايش سطح جوش در بادبند،‌ در محل اتصال تيرهاي بادبند به ستون،‌ از صفحه هاي فلزي استفاده مي شود.

 

عايقكاري

عايقكاري رطوبتي

با وجود اينكه در حين اجراي كارهاي ساختماني نيازمند به مصرف آب هستيم، ولي پس از اتمام كار،‌قسمت هاي مرطوب ساختمان بايد خشك شوند و خشك بمانند تا بتوان از ساختمان بعنوان محل زيست و كار مناسب بهره برداري كرد. خشك شدن اجزاي ساختماني در نواحي خشك، خواه ناخواه با گذشت زمان صورت مي گيرد ولي در مناطق مرطوب،  مدت زمان لازم براي خشك شدن بيشتر است و در فصول گرم به سرعت خشك شدن مصالح افزوده مي شود. در شرايط مرطوب، بخار آب موجود در محيط به داخل مصالح نفوذ كرده و هنگام سرد شدن عمل تعريق صورت مي گيرد. براي خشك ماندن قسمت هايي از ساختمان كه در معرض رطوبت قرار مي گيرند،‌ به ناچار بايد اقدام به عايقكاري رطوبتي نمود.

وجود نم در ساختمان سبب فساد و خوردگي اجزاي باربر و غيرباربر مي شود، به استحكام و زيبايي آنها لطمه مي زند، كيفيت عايقكاري حرارتي را به مخاطره مي افكند و به خاطر فراهم آوردن شرايط مناسب براي رشد قارچ، كفك و ميكروارگانيسم ها،‌ بهداشت ساختمان را با اشكال مواجه مي سازد. از اينرو براي دوام بيشتر و حفظ پايايي، ايمني، زيبايي، راحتي و بهداشت ساختمان، عايقكاري رطوبتي امري الزامي است.

نم بندي يعني جلوگيري از نفوذ نم بدون اينكه رطوبت به شكل آب وجود داشته و زير فشار باشد. اين عمل بيشتر در پي ساختمانها و ديوار زيرزمين ها كه اجزاي ساختمان به نحوي با زمين نم دار در تماسند انجام مي شوند.

آب بندي يا جلوگيري از نفوذ آب، در برخي موارد ممكن است تحت فشار نيز باشد مانند بام ساختمانها، بدنه و كف استخرها و برخي زيرزمين ها در نقاطي كه سفره آب زيرزميني بالا است.معمولترين روش آب بندي بامها و ساير قسمتهاي ساختمان، استفاده از قيروگوني است. همچنين ايجاد زيرسازي مناسب براي انجام عايقكاري،‌امري ضروري است. لايه هاي عايق بايد از هر طرف حداقل 10cm همديگر را بپوشانند و با قير مناسب كاملاً به هم چسبانده شوند. در همپوشاني لايه ها بايد دقت نمود كه لايه هاي رويي در سمتي قرار گيرند كه مطابق شيب بندي انجام شده،‌آب از روي آنها به سمت لايه زيري سرازير گردد.عايقكاري رطوبتي ديوار زيرزمين : معمولترين عايقكاري براي ديوار زيرزمين ها، استفاده از قيروگوني يا قير و مشمع يا گوني يا مقواي قيراندود است. ترتيب عايقكاري قائم بايد از بالا به پايين باشد و لايه هاي گوني طوري روي هم قرار گيرند كه رطوبت نتواند از زمين به داخل ديوار زيرزمين نفوذ كند.

دو روش براي عايقكاري ديوار زيرزمين متداول است :‌ روش اول در مواقعي به كار گرفته مي شود كه عمق زيرزمين كم و خطر ريزش خاك اطراف زيرزمين وجود نداشته باشد. در اين روش ابتدا تيغه محافظ عايق اجرا شده و روي آن ملات و ماسه سيمان و عايق قائم انجام گرفته و سپس ديوار اصلي زيرزمين ساخته مي شود. در روش دوم كه مخصوص زمين هاي ريزشي و عمق هاي زياد است ابتدا عايق افقي زير ديوار زيرزمين را اجرا مي كنند و پس از ديوارسازي، پشت آن را با ملات ماسه سيمان اندود نموده و بعد از عايقكاري اقدام به ساختن تيغه محافظ عايق مي كنند. در هر دو روش در تمام مراحل بايد سعي شود پيش بيني هاي لازم براي پيوستگي عايق در قسمتهاي افقي و قائم صورت گيرد. محل عبور لوله ها و دودكش و ساير مجاري بايد قبلاً در ديوار زيرزمين پيش بيني شود. به قسمتي كه عايق پس از اجرا پاره يا زخمي نشود.

ساختمان بتني

ساختمان بتني به ساختماني اطلاق مي شود كه براي اسكلت اصلي آن از بتن آرمه استفاده شده باشد. در اين ساختمانها، سقفها به وسيله دالهاي بتني پوشيده
مي شود و يا از سقفهاي تيرچه و بلوك و يا ساير سقفهاي پيش ساخته استفاده
مي گردد.ديوارهاي جداكننده ممكن است از نوع آجر يا تيغه گچي، چوب و يا ديوار بتن آرمه باشد. در هر حال در اين نوع ساختمانها شاه تيرها و ستونها،‌ از بتن آرمه ساخته
مي شوند.

ويژگيهاي مهم بتن

باتوجه به نوع سازه و درجه اهميت آن بايد به ويژگي هاي اصلي بتن به هنگام ساخت، ريختن و نگهداري توجه مخصوص به عمل آيد. بتن با كارايي و دوام زياد به بتني اطلاق مي شود كه بتواند به راحتي ريخته شود. در مقابل شرايط محيطي خورنده و بالاخره بارهاي وارد بر آن به خوبي مقاومت كند و مشخصات آن تغيير ننمايد. در زير به چند ويژگي بتن كه بايد در كارهاي اجرايي مورد توجه قرار گيرد اشاره شده است:

كارايي بتن

بتن كارآ، بتني است كه بتوان به راحتي آن را ساخت،‌حمل نمود، در قالب مورد نظر ريخت و متراكم نمود، بدون آنكه در يكنواختي آن در طول مراحل فوق،‌تغييري حاصل شود. كارايي بتن بستگي به عوامل دارد :

1- اسلامپ : كارايي بتن به ميزان اسلامپ و رواني بتن ساخته شده بستگي دارد. بتن هاي كه به هنگام ريختن، اسلامپ شان با مشخصات خواسته شده كه توسط استانداردهايي تعيين مي گردد، مطابقت ننمايد. مردود بوده و بايد از مصرف آن خودداري شود. اضافه نمودن آب براي بالا بردن اسلامپ بتن هاي سفت شده پس از ساخت به هيچ وجه مجاز نيست.

2- مصالح مصرفي : از ديگر عوامل مهم در كارايي بتن انتخاب صحيح مصالح مصرفي و نسبت اختلاط آنهاست. سيمان با نرمي زياد باعث بالا بردن كارايي بتن ميشود. شن و ماسه طبيعي گرد گوشه داراي كارايي بيشتري نسبت به شن و ماسه شكسته است و شن و ماسه شكسته مكعبي داراي اولويت بيشتري نسبت به وضعيت مشابه با دانه هاي غير مكعبي مي باشد.

3- مواد افزودني : براي بالابردن كارايي بتن با نسبت آب به سيمان معين، از مواد افزودني استفاده مي شود. نوع و ميزان مصرف اين مواد بايد مطابق با مندرجات موجود در استانداردها و آيين نامه ها، مشخصات فني خصوصي و دستورالعمل هاي كارخانه هاي سازنده باشد.

4- درجه حرارت : عدم رعايت درجه حرارت تعيين شده براي مخلوط بتن به هنگام ساخت باعث بروز اشكالاتي در امر ريختن بتن و نهايتاً‌ تغييرات جدي در ويژگيهاي آن خواهد شد.

پايايي (دوام) بتن

بتني كه در ساخت و نگهداري آن تمامي مشخصات فني رعايت شود، داراي پايايي خود در برابر شرايط محيطي مي باشد. عوامل مهمي كه بايد براي دستيابي به بتن پايا به آن توجه شود به قرار زير است :

1-   نسبت آب به سيمان

2-   حداقل مقدار سيمان

3-   بتن با حباب هوا

4-   بتن مقاوم در برابر حملات شيميايي

5-   بتن مقاوم در برابر سايش

مقاومت بتن

از مهمترين خصوصيات بتن، مقاومت آن است. براي دستيابي به بتن با مقاومت زياد بايد در انتخاب مصالح از نظر كيفيت و كميت، ساخت بتن، حمل و ريختن و نهايتاً‌ عمل آوردن و نگهداري دقت كافي به عمل آيد. عوامل متعددي در مقاومت نهايي بتن مؤثر خواهد بود كه اهم آنها به شرح زير است:

1- نسبت آب به سيمان : مقاومت نهايي بتن به شدت تحت تأثير نسبت آب به سيمان است. باتوجه به شرايط ساخت و رويارويي بتن، نسبت آب به سيمان در هر پروژه در دفترچه مشخصات فني خصوصي ذكر مي شود كه بايد مطابق آن اجرا گردد.

2- نوع سيمان : در شرايط يكسان و هنگام ساخت بتن با مصالح سنگي مشخص، اسلامپ متراكم و مقاومت بتن تابعي از ميزان سيمان و نوع آن است.

3- نوع و حداكثر قطر مصالح سنگي : انتخاب مصالح سنگي با دانه بندي پيوسته و حداكثر قطر دانه ها از عوامل مهم در بدست آوردن مقاومت نهايي است. دانه بندي پيوسته با حداكثر قطر شن درشت تر داراي فضاي خاكي كمتر از دانه بندي پيوسته با حداكثر قطر شن كوچكتر است. در نتيجه دانه بندي مصالح سنگي از قطر شن آن بزرگتر باشد نياز كمتري به ملات سيمان براي پر نمودن فضاي خالي بين مصالح دارد. از اين رو براي دستيابي به مقاومت بيشتر بايد قطر حداكثر شن مصرفي باتوجه به نسبت آب به سيمان ثابت كمتر اختيار شود و علاوه بر آن قطر حداكثر مصالح مصرفي بايد كوچكتر از ارقام حاصله از شرايط ذيل باشد :

5/1 كوچكترين فاصله بين سطوح متقابل قالب ها

3/1 ضخامت دال بتني

4/3 حداقل فاصله داخل به داخل ميلگردها

4- مواد افزودني : نوع و ميزان موادافزودني اثر قابل توجهي در مقاومت نهايي بتن دارد. دقت در به كاربردن اين مواد،‌ از اهميت ويژه اي برخوردار است.

نفوذناپذيري بتن

ناتراوا بودن از ديگر خصوصيات مهم بتن است. براي دستيابي به بتني نفوذناپذير و جذب رطوبت پايين، توجه به نكات زير در مراحل مختلف كارهاي بتني توصيه مي شود:

1- نسبت آب به سيمان : توصيه مي شود حدالامكان نسبت آب به سيمان از 0.45 كمتر اختيار شود. در اين حالت خير سيمان داراي حداقل سوراخ هاي آبگذر خواهد بود. تجربه نشان داده است وقتي نسبت آب به سيمان از 0.65 بيشتر باشد، نفوذناپذيري سريعاً افزايش مي يابد. در شرايط مساوي چنانچه نسبت آب به سيمان از 0.45 به 0.8 افزايش يابد، ضريب نفوذناپذيري بتن 100 برابر افزايش مي يابد.

2- نسبت هاي اختلاط : نسبتهاي دقيق اختلاط مصالح سنگي، مقدار آب و سيمان و نيز حداكثر قطر دانه ها بايد با توجه به نوع سازه مشخص شود. مصرف آب اضافي و بي رويه باعث پايين آمدن جرم مخصوص و نهايتاً‌ بالا رفتن نفوذپذيري مي شود. ميزان اسلامپ در مخلوط بتن بايد همواره كنترل و اين ميزان به 50mm محدود شود.

3- ريختن، عمل آوردن و مراقبت : ريختن و عمل آوردن بتن در قالب و مراقبت نقش بسيار اساسي در ساخت بتن توپر با ضريب نفوذپذيري كم خواهد داشت. هنگام ريختن بتن بايد چنان عمل شود كه جداشدگي مواد متشكله رخ ندهد، چه اين امر باعث كرمو شدن بتن و بالارفتن نفوذپذيري آن مي گردد. براي بتن توپر، مراقبت بايد دقت بيشتري انجام شود،‌ هرچه نسبت آب به سيمان زيادتر باشد، دستيابي به بتن توپر مشكلتر بوده و علاوه بر آن زمان لازم براي مراقبت و عمل آوردن بتن افزايش مي يابد.

4- درزهاي ساختماني : درزهاي ساختماني نظير درزهاي انبساط و درزهاي اجرايي از نقاط آسيب پذير سازه بتني به شمار مي آيند.

وزن بتن

          از ديگر مشخصه هاي مهم بتن وزن آن است. اين مسئله خصوصاً در سازه هايي كه وزن از نظر ايستايي نقش مهمي را ايفا مي نمايد، نمود بارزتري مي يابد. يكي از عوامل مؤثر در بالابردن وزن بتن، به كار گرفتن مواد سنگي درشت و با وزن مخصوص زياد است.

 

اجزاي تشكيل دهنده ساختمانهاي بتني

ساختمان هاي بتني از اجزاي مهم زير تشكيل مي شوند :

1-   پي

2-   ستون

3-   تيرهاي اصلي

4-   سقف

5-   ديوارها

در مورد پي، در قسمتهاي پيش توضيح مختصري داده شده است. در اينجا به توضيح ساير اجزاي ساختمان بتني مي پردازيم :

ستون

پس از بتن ريزي پي، آرماتورهاي ستون را كه آماده شده است به آرماتورهاي ريشه متصل مي كنند. اين كار بايد حداقل 3 الي 4 روز بعد از بتن ريزي پي انجام گيرد. زيرا در غير اين صورت در اثر لنگر، آرماتورهاي ستون، ميلگردهاي ريشه از جاي خود حركت كرده و پي را تخريب مي كند. سپس قالبهاي چوبي يا فلزي را كه روغن مالي كرده اند در اطراف محل ستون قرار مي دهند و به يكديگر متصل مي كنند. سپس آنها را در جهت عمود بر هم شاقول كرده و به وسيله چند عدد تيرچوبي در جاي خود محكم مي نمايند. در صورت كسب اطمينان از مناسب بستن قالبها،‌ اقدام به بتن ريزي
مي نمايند.

به تدريج كه قالب ستون پر مي شود، بايد توجه كرد كه بتن تمام زواياي قالب و ميلگردها را پر نمايد و به خوبي ويبره شود. در غير اين صورت امكان كرمو شدن سطح بتن وجود دارد.

از دلايلي كه مي توان به كرمو بودن بتن اشاره كرد به صورت زير است:

1-   عدم ويبره مناسب در هنگام بتن ريزي

2-   درصد اختلاط نادرست و وجود زياد مصالح درشت دانه

3-   محكم و درست نبستن قالبها كه باعث مي شود شيره بتن از آنها خارج شود

براي جلوگيري از كرمو شدن بتن، علاوه بر عمل ويبره، مي توان از زدن
ضربه هاي ملايم و يكنواخت به بدنه قالب استفاده نمود.

در مورد ستونها معمولاً به محض آنكه بتن حالت رواني خود را از دست بدهد و بتواند شكل هندسي خود را حفظ كند، قالبها را باز مي كنند كه معمولاً پس از گذشت 48 ساعت بعد از بتن ريزي اين وضعيت رخ خواهد داد.

تير

تير قسمتي از ساختمان بتني است كه بار سقف را به ستونها منتقل مي كند. پس از اتمام بتن ريزي كليه ستونها و قالب برداري از آنها، اقدام به قالب بندي تيرهاي اصلي مي نمايند. در ساختمانهايي كه سقف آن ها تيرچه و بلوك و يا دال بتني باشد. معمولاً سقف و تير را يكپارچه بتن ريزي مي كنند.

          قراردادن يك رديف آرماتور طولي در بالا و در پايين تير اجباري است. همچنين آرماتورهاي پاييني تير را حداقل 2.5mm بالاتر از كف تير قرار مي دهند تا به خوبي در بتن غرق شود. تمامي آرماتورهاي طولي، توسط آرماتورهاي عرضي به يكديگر بسته شده و آزاد نمي ماند. حداقل پوشش بتن در روي آرماتور تيرها بايد 1.5 الي 2 سانتيمتر باشد. اگر ضخامت تيرهاي اصلي از سقف بيشتر باشد، اغلب اين تفاوت ضخامت را از پايين منظور نموده و آنگاه آن را با سقف كاذب اصلاح مي نمايند. گاهي نيز اين تفاوت ضخامت را از بالا در نظر مي گيرند و براي هم سطح كردن كف و فرش نمودن اتاقها،‌ اين اختلاف ارتفاع را با بتن سبك پر مي كنند.

سقف

به طور معمول سقف ساختمانهاي بتني از تيرچه و بلوك و يا دال بتني ريخته شده در محل يا دال بتني پيش ساخته مي باشد.

در قسمتهاي پيش، در مورد سقفهاي تيرچه و بلوك توضيحاتي داده شده است. در اين قسمت در مورد ميلگردهاي حرارتي، ميلگردهاي ممان منفي، كلاف عرضي و قلاب اتصال توضيحاتي داده مي شود :

ميلگردهاي حرارتي

پس از نصب كامل تيرچه ها و بلوكها،‌ ميلگردهايي در جهت عمود بر تيرچه ها به فاصله 25 الي 40 سانتيمتر از يكديگر روي سقف قرار مي دهند. قطر اين ميلگردها توسط محاسبه تعيين مي گردد (با قطر معمولاً 6، 8 يا 10 ميليمتر) . اين ميلگردها كه ميلگردهاي حرارتي ناميده مي شوند بايد به كليه ميلگردهاي تيرچه متصل گردند.

كاربرد اين ميلگردها آن است كه از تنش هايي كه بر اثر حرارت در بتن ايجاد ميشود و باعث ترك خوردن بتن مي گردد، جلوگيري نمايد.

ميلگردهاي ممان منفي

با فرض گيردار بودن تكيه گاه تيرچه ها، در محل تكيه گاه مماني ايجاد مي گردد كه مي بايست توسط ميلگردهايي تحمل گردد. به اين لحاظ اگر دو عدد تيرچه به يك تير ختم شوند، ميلگرد فوقاني تيرچه ها را به وسيله قطعه ميلگردي به طول 2 الي 2.5 متر به يكديگر متصل مي نمايند. در آخرين دهانه نيز كه تيرچه ختم مي شود، ميلگردي را به صورت گونيا خم نموده، قسمت كوتاه آن را داخل آرماتورهاي تير قرار داده و قسمت مستقيم را روي ميلگرد فوقاني تيرچه مي گذارند. به اين قطعات، ميلگرد ممان منفي گويند.

كلاف عرضي

در دهانه هاي بيش از 4.2m، در وسط دهانه بين بلوكها، در جهت عمود بر
تيرچه ها، فاصله اي در حدود حداقل 10m  قرار مي دهند. زير اين فاصله را با تخته پوشانده و درون آن را حداقل 2 ميلگرد، يكي در بالا و ديگري در پايين قرار مي دهند. سپس در بتن ريزي، اين قسمت نيز توسط بتن پر شده و مانند تيري عمود بر تيرچه ها قرار مي گيرد. اين كلاف عرضي در مقابل ممانهاي وسط تيرچه مقاومت خواهد نمود.

براي دهانه هاي بيش از 6m، دو عدد كلاف عرضي با فواصل مساوي در نظر
مي گيرند.

 

مراجع

1- اجزاء ساختمان و ساختمان – سياوش كباري

2- اجزاء ساختمان – جليل شاهي

3- اصول فني ساختمان – محمود ماهرالنقش

4- ساختمان سازي1 – رابين بري – ترجمه اردشير اطيابي

5- روشها و مديريت كارهاي ساختماني – ترجمه محمدتقي بانكي

6- مشخصات فني عمومي كارهاي ساختمان – نشريه شماره 55 – سازمان مديريت و برنامه ريزي

7- مقررات ملي ساختمان ايران، مبحث9، طرح و اجراي ساختمانهاي بتن آرمه، وزارت مسكن و شهرسازي

8- راهنماي قالب بندي ساختمانهاي بتن آرمه – دفتر تدوين و ترويج مقررات ملي ساختمان وزارت مسكن و شهرسازي

منبع : پرتال دانشجویی ایران داکیومنت

www.irandac.com

 

logo-samandehi

تایید