در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از مقالات و پروژه های موجود در سایت هستید که به اشتباه در این سایت قرار داده شده با پشتیبانی سایت تماس بگیرید تا فایل شما بسرعت حذف شود

هدايت و رهبري در قرآن و نهج البلاغه

پیشنهاد به دوستان
کد محصول: 1229
 
توضیحات محصول

مقدمه:

اين تحقيق با عنوان هدايت و رهبري در قرآن و نهج البلاغه انجام گرديده است. ابتدا با مراجعه به منابع مختلف كه فهرست آنها در اين تحقيق آمده است معني لغوي هدايت از ديدگاههاي مختلف طرح و آنگاه معناي هدايت در قرآن مورد بررسي قرار گرفت. لازم به ذكر است در قرآن هدايت با سي و يك تعبير خاص بكار رفته است كه در اين تحقيق به اين معاني پرداخته شده است. براي آگاهي از وجوه هدايت در نهج البلاغه با مراجعه به كتاب مزبور 10 خطبه و 2 حكمت و 1 نامه در زمينه هدايت مورد بررسي قرار گرفت. همچنين فهرست آياتي از قرآن كه در آنها وجوه مختلف هدايت بيان شده است ضميمه گرديده است.

 1-1- معاني لغوي هدايت:

هدايت در لغت به معني ارشاد و راهنمايي از روي لطف و خيرخواهي است. (1) صاحب مجمع البحرين مي گويد: «هدايت در لغت به معني ارشاد و دلالت بر شيء است.». (2)

راغب اصفهاني دربارة معني هدي مي گويد: «هدي در لغت به معني دلالت و راهنمايي از روي لطف است». (3)

دربارة معني هدايت در معجم مقاييس اللغه و در معجم الوسيط آمده:

“هدايت، عبارت از راهنمايي از روي لطف است، بگونه اي كه رساننده به مطلوب و مقصود باشد”. (4)

همچنين دربارة معني لغوي هدايت، گفته شد: «هدايت، يعني به نرمي كسي را به خواسته‌اش راهنمايي كردن». (5)

صاحب تبيان نيز، هدايت را به معني راهنمايي به راه رشد مي داند. (6)

در تفسير المحقق درباره معناي لغوي هدايت چنين آمده:

«هدايت در لغت به معني راهنمايي كردن است و هَذي، هُدي و هديه، مصدر هدي يهدي است كه به معني ارشاد و ضد گمراهي است و به معني دلالت، دعوت، بيان و تعريف نيز
مي‌آيد». (7)

1-1-1- معناي اصطلاحي هدايت:

معناي اصطلاحي هدايت، عبارت است از دلالت بسوي حق و ارائه طريق و ارشاد بسوي حقيقت چنانكه قرآن كريم، در آيات زير، همين معنا را بيان مي فرمايد:

“ ان علينا للهدي ”.

“ و انك لتهدي الي صراط مستقيم ”.

“ ان هذا القرآن يهدي للتي هي اقوم ”.

“ قل الله يهدي للحق ”. (8)

صاحب كشاف نيز دربارة معناي اصطلاحي هدايت مي گويد:

«هدايت عبارت است از ارائه طريق و افاقة قوايي كه شخص بتواند بوسيلة آن، مصالح خود را دريابد، و يا عبارت است از نصب ادله‌اي كه بوسيلة آن حق را از ناحق جدا كند، و يا ارسال رسل و انزال كتب باشد، چنانكه خداوند مي فرمايد “وجعلنا منهم ائمه يهدون بامرنا” و يا كشف سرائر از دلها باشد كه مخصوص انبياء و اولياء است. چنانكه مي فرمايد: “لنهدينهم سبلنا”. (9)

ملاصدرا در مقام بيان معني هدايت گويد:

«فالخلق هو اعطاء الكمال الاول والهداية هي افادة كمال الثاني».

آفرينش موجودات، اعطاي كمال اول است و هدايت، عبارت از اعطاي كمال دوم به موجودات است، زيرا خداوند ابتدا بندگان را آفريد و سپس آنها را به راه راست و طريق سعادت، هدايت نمود. چنانكه مي فرمايد:

“ربنا الذي اعطي كل شيء خلقه ثم هدي”.

و با لجمله، هدايت عبارت از سوق دادن اشياء است بطرف كمال دوم آنها و كمال دوم، كمالي است كه موجودات در اصل وجود، نيازي بدان ندارند و در بقاء نيز احتياجي بدان
ندارند. (10)

 1-2- وجوه هدايت در قرآن:

براي هدايت و مشتقات آن در قرآن، وجوه و معاني مختلف بيان گرديده، كه براي پي بردن به معاني مزبور، به ذكر آن مي پردازيم:

1- هدي به معني قرآن ، چنانكه در سورة اسراء آية 9 فرمايد:

“و مامنع الناس ان يومنوا اذجاء هم الهدي”

در سورة كهف آية 55 نيز فرمايد:

“و ما منع الناس ان يومنوا اذجاء هم الهدي”

و در آية 23 سورة نجم نيز فرمايد:

“و لقد جاءهم من ربهم الهدي”

و در آية 13 سورة جن نيز فرمايد:

“و انا سمعنا الهدي آمنابه” (11)

2- هدي به معني دين (بمعناي اخص):

مانند آية 120 سورة بقره كه مي فرمايد:

“قل ان هدي الله هوالهدي”

ترجمه: بگو همانا دين، همان دين خدا، يعني اسلام است.

و در سورة حج آية 67 نيز مي فرمايد: « فلاينا زعنك في الامر وادع الي ربك انك لعلي هدي مستقيم » يعني لعلي دين مستقيم.

هدايت بدين معني، در قرآن بسيار است (12)

3- هدي به معني ايمان، مانند آية 13 سورة كهف:

“ انهم فتيه آمنوا بربهم وزدنا هم هدي”

ترجمه: همانا آنان، جواناني هستند كه به پروردگارشان ايمان آوردند و خداوند بر ايمانشان افزود.

در سورة مريم آية 76 نيز فرمايد:

“و يزيد الله الذين اهتدوا هدي”.

يعني: خداوند ايمان كساني را كه قبول ايمان نموده اند، زيادتر مي كند.

در سورة سبا آية 32 نيز مي فرمايد:

“ انحن صددناكم عن الهدي بعد اذجاء كم”.

ترجمه: آيا ما (مستكبرين)، شما (مستضعفين) را از ايمان منع نموديم، بعد از آنكه از جانب خدا آمد.

و در سورة زخرف آية 49 فرمايد:

“ ادع ربك بما عهد عندك اننا لمهتدون”.

كه مهتدون به معني مومنون است.

ترجمه: بخوان اي ساحر از خداي خودت تعهدي را كه با تو دارد (كه عذاب را از ما بردارد) در اينصورت، ما از ايمان آورندگانيم. (13)

4- هدي به معني توحيد :

چنانكه در سورة فتح آية 28 فرمايد: “هوالذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق” يعني اوست خدايي كه رسول خود را با توحيد و دين حق فرستاد.

نظير اين آيه، در سورة توبه آية 33 و در سورة صف، آية 9 نيز آمده است.

در سورة قصص، آيه 57 نيز فرمايد:

“و قالوا ان نتبع الهدي معك نتخطف من ارضنا”

كه هدي به معني توحيد است. (14)

ترجمه: (مردم مكه به رسول خدا) گفتند: اگر ما همراه تو، توحيد را پيروي كنيم، ما را از سرزمين خودمان بيرون مي كنند.

5- هدي به معني سنت و روش :

چنانكه در سورة انعام آية 90 فرمايد:

“ اولئك الذين هدي الله فبهديهم اقتده”.

در اين آيه، خداوند به پيامبرش مي فرمايد: پيش از تو نيز، پيامبران ديگري بودند كه به وظيفة خود عمل نمودند، خداوند نيز، آنان را در مسير خويش هدايت فرمود. پس تو هم به سنت و روش آنان اقتداء كن و مانند آنان، بر آزار دشمنان و تكذيب آنان صبر كن.

در سورة زخرف آية 22 نيز فرمايد: “ انا وجدنا آباءنا علي امه و انا علي آثارهم مهتدون” يعني: علي آثارهم مستنون بسنتهم.

ترجمه: ما پدران خود را بر عقايد و آييني يافتيم، و البته ما هم از سنتها و روشهاي آنان پيروي مي كنيم. (15)

6- هدي به معني پيامبران و كتابهاي آسماني :

چنانكه در آية 38 بقره فرمايد:

“ افما يا تيكم مني هدي فمن تبع هداي فلاخوف عليهم ولا هم يحزنون”.

يعني: هنگاميكه از جانب من، پيامبران و كتابهاي آسماني آمدند، پس هر كس از كتب و رسل من پيروي كند، خوف و اندوهي براي او نخواهد بود.

نظير اين معني در سورة طه آية 123 نيز آمده است. (16)

7- هدي به معني راه نمودن و راهنمايي در دين :

چنانكه در آية 10 طه فرمايد: “ اواجد علي النار هدي”

كه مقصود، راه يابي از طريق پيدا كردن آتش است.

و نيز در سورة قصص آية 22 فرمايد:

“ قال عسي ربي اين يهديني سواء السبيل” 

كه يهديني به معناي پر شدني است.

و در سورة ص آية 2 فرمايد: “و اهدنا الي سواء الصراط”.

كه در اين آيه اهدنا به معني ارشدنا است.

8- هدي به معني راه نمودن به حجت و برهان :

چنانكه در سورة بقره آية 285 فرمايد: “والله لايهدي القوم الظالمين”.

يعني لا يهديهم الي الحجه . و در سورة آل عمران آية 86 نيز نظير اين آيه، آمده. هدايت بدين معنا، در قرآن مجيد، فراوان است. (17)

9- هدي به معني بيان:

مانند آية 5 سورة بقره كه مي فرمايد: “ اولئك علي هدي من ربهم”. يعني علي بياناً من ربهم و در آية 100 سورة اعراف فرمايد: “ اولم يهدلهم” يعني: اولم يبين لهم.

و در آية 17 سورة فصلت نيز مي فرمايد: “و اما ثمود فهدينا هم” يعني: بينا لهم.

و در سورة انسان آية 3 فرمايد: “ انا هديناه السبيل” يعني: انا بينا له السبيل.

هدي بدين معنا، در قرآن بسيار است. (18)

10- هدي به معني شناختن و معرفت :

چنانكه در آية 16 سورة نحل فرمايد: “و علامات و بالنجم هم يهتدون”. كه يهتدون به معناي يعرفون الطرق است. يعني: بوسيلة ستارگان، راهها را مي شناسند.

در آية 82 طه نيز مي فرمايد: “و اني لغفار، لمن تاب و آمن و عمل صالحاً‌ ثم اهتدي”.

ترجمه: همانا من، بسيار آمرزنده ام، براي كسيكه توبه كند و ايمان آورد و عمل صالح انجام دهد، سپس (حق) را بشناسد.

در سورة انبياء آية 31 نيز فرمايد: “و جعلنا فيها فجاجاً سبلا لعلهم يهتدون”.

يهتدون در اين آيه نيز، به معناي يعرفون است.

ترجمه: و قرار داديم در آن (زمين) راههاي فراخ و پيدا، شايد كه ايشان (راه درست) را بشناسد.

در سورة نحل آية 41 نيز فرمايد: “ننظرا تهتدي ام تكون من الذين لايهتدون”

ترجمه: (سليمان گفت تخت بلقيس را برايش ناشناس كنيد) تا بنگريم كه وي، سرير خود را مي شناسد يا توانايي شناسايي نخواهد داشت.

هدايت به اين معني در قرآن، بسيار است. (19)

11- هدي به معني خواندن :

چنانكه در آية 159 اعراف مي فرمايد: “و من قوم موسي امة يهدون بالحق”.

يهدون در اينجا به معني يدعون است.

ترجمه: و جماعتي از قوم موسي، مردم را به دين حق فرا مي خواندند.

در سورة رعد آية 7 نيز فرمايد: “ انما انت منذر، و لكل قوم هاد”.

ترجمه: براي هر قومي، دعوت كننده و خواننده اي هست، كه هاد به معني داع است. در سورة بني اسرائيل آية 9 فرمايد: “ان هذا القرآن يهدي للتي هي اقوم”.

در اين آيه نيز يهدي به معني يدعوا است.

در سورة انبياء آية 73 مي فرمايد: “و جعلنا هم ائمه يهدون بامرنا”.

ترجمه: و ما فرزندان ابراهيم را، پيشواياني قرار داديم كه مردم را به فرمان ما فرا مي خوانند.

در آية 30 احقاف نيز فرمايد: “مصدقاً لما بين يديه يهدي الي الحق”.

كه در اين آيه نيز، يهدي به معني يدعوا است.

همچنين در آية 2 سوره جن فرمايد: “يهدي الي الرشد فامنا به”.

ترجمه: (قرآن) به رشد و ترقي مي خواند و ما بدان گرويده ايم. (20)

12- هدي به معني امر و فرمودن :

چنانكه در سورة بقره آية 159 فرمايد:

“ ان الذين يكتمون ما انزلنا من البينات و الهدي ”.

ترجمه: همانا كسانيكه كتمان مي كنند آنچه را كه از بينات و امر و فرمودة محمد (ص) نازل كرديم.

در سورة محمد آية 25 فرمايد:

“ ان الذين ارتدوا علي ادبارهم من بعدما تبين لهم الهدي ”.

كه هدي در اينجا نيز به معني امر محمد (ص) است.(21)

13- هدي به معني رسالت حضرت محمد (ص) :

بعضي از مفسرين، هدي را در آيات 159 بقره، 25 و 32 محمد، به معناي رسالت حضرت محمد (ص) معنا نمده اند (22). چنانكه در مورد آية 159 بقره مي گويند:

“ ان الذين يكتمون ما انزلنا من البينات و الهدي”.

يعني: آن گروه از اهل كتاب كه آيات واضحه اي را كه دربارة حقانيت پيامبر اسلام است، كتمان مي كنند.

و در ترجمة آية 32 محمد مي گويند: “و شاقو الرسول من بعد ماتبين لهم الهدي”.

آنان كه پس از روشن شدن حقانيت حضرت محمد (ص) با زبا او از در مخالفت در
آمدند.

14- هدي به معني الهام دادن :

چنانكه در آية 50 سورة طه مي فرمايد: “ربنا الذي اعطي كل شيء خلقه ثم هدي”.

ترجمه: پروردگار ما كسي است كه به همة موجودات، هستي بخشيده و سپس راه تكامل و رشد را به آنان الهام نموده است.

در سورة اعلي آية 3 نيز فرمايد: “و الذي قدر فهدي”.

ترجمه: پروردگاري كه هر موجودي را قدر و اندازه اي داد و راه تكامل و رشد را به وي الهام نمود. (23)

15- هدي به معناي ثابت گردانيدن و برجاي داشتن :

چنانكه در آية 6 سورة فاتحه فرمايد: “ اهدنا الصراط المستقيم”. يعني ثبتنا علي طريق الاسلام. (24)

16- هدي به معني توبه كردن :

مانند آية 156 سورة اعراف كه مي فرمايد:

“ انا هدنا اليك” يعني تبنا اليك. (25)

17- هدي به معني به صلاح آوردن :

مانند آية 52 يوسف كه مي فرمايد: “ ان الله لايهدي كيدا الخائنين”.

ترجمه: همانا خداوند، حيلة خيانتكاران را اصلاح نمي كند.

لايهدي در اين آيه به معني لايصلح است. (26)

18- هدي به معني بازگشت خواستن :

مانند آية 157 بقره كه مي فرمايد: “ اولئك عليهم صلوات من ربهم و رحمه و اولئك هم المهتدون”.

مهتدون در اين آيه، يعني كسانيكه خواهان بازگشت و رجوع بسوي خدا هستند. (27)

19- هدي به معني بازگشتن از ارتكاب به گناه و معصيت :

مانند آية 11 سوره تغابن كه مي فرمايد: “ما اصاب من مصيبه الاباذن الله و من يومن بالله
يهد قلبه”.

يعني: هر كس (از صميم دل) به خدا ايمان آورد، خداوند قلب او را از ارتكاب به گناه و نافرماني، باز مي دارد. (28)

20- هدي به معني تورات :

مانند آية 23 سورة سجده كه مي فرمايد: “و جعلناه هدي لنبي اسرائيل”.

يعني: ما تورات را براي بني اسرائيل، وسيلة هدايت قرار داديم.

و در سورة مومن، آية 53 نيز فرمايد: “و لقد آتينا موسي الهدي و اورثنا بني اسرائيل الكتاب”.

كه در اين آيه نيز هدي به معني تورات است. (29)

21- هدي به معني لطف و زيادي الطاف :

يعني خداوند تعالي مكلف را به لطف خويش، به طاعت مشغول مي دارد و از گناهان دور مي نمايد. چنانكه در آية 17 سورة محمد مي فرمايد:

“و الذين اهتدوا زادهم هدي”. يعني: كسانيكه قبول هدايت كردند، لطف خود را بر آنان زياد نموديم.

البته براي هدي در اين آيه، علاوه بر لطف، معناي توفيق هم نموده اند و در آية 13 كهف نيز مي فرمايد: “و زدنا هم هدي”. يعني: و ما لطف خود را براي آنان زياد كرديم.

در اين آيه نيز خداوند، لطف خود را نسبت به اصحاب كهف، بازگو مي كند. البته لطف زياد خداوند، تنها شامل حال مومنان مي گردد و كافران از آنان بهره اي نخواهند برد. (30)

22- هدي به معني ثواب و پاداش :

مانند آية 5 سورة محمد كه مي فرمايد:

“والذين قتلوا في سبيل الله فلن يضل اعمالهم سيهديم و يصلح بالهم”.

يعني: كسانيكه در راه خدا كشته شدند، هرگز اعمالشان تباه نمي شود و بزودي خداوند به آنان، پاداش و ثواب، عطا مي كند.

در سورة يونس، آية 9 نيز مي فرمايد:

“ ان الذين آمنوا و عملوا الصالحات يهديهم ربهم بايمانهم”.

يعني: همانا كسانيكه ايمان آورده، اعمال صالحه انجام دادند، خداوند بخاطر ايمانشان، به آنها ثواب عطا مي كند. (31)

23- هدي به معني ارشاد و سوق دادن به خلود و جاودانگي در بهشت :

مانند آية 16 سورة مائده كه مي فرمايد: “و يهديهم الي صراط مستقيم”.

يعني: آنان را بسوي بهشت جاودان، سوق مي دهد.

در آية 13 سجده فرمايد: “و لوشئنا لاتينا هم كل نفس هديها”.

يعني: اگر مي خواستيد (به مشيت ازلي خود)، هر نفسي را به كمال هدايت، يعني بهشت، مي‌رسانديم. (32)

24- هدي به معني حكم و تسميه ( نام نهادن )

مانند آية 88 نساء كه مي فرمايد: “ اتريدون ان تهدوا من اضل الله”.

ترجمه: آيا مي خواهيد كسي را كه خدا گمراه كرده، هدايت شده بناميد.

و در آية 97 سورة اسراء مي فرمايد: “من يهد الله فهوالمهتد”.

يعني كسي را كه خداوند، حكم به هدايتش نمايد، مستحق هدايت است و مهتدي ناميده مي‌شود. (33)

25- هدي به معني فوز و نجات :

مانند آية 21 سورة ابراهيم: “و قالوا لوهدينا الله لهديناكم”.

ترجمه: (مستكبرين به مستضعفين) گفتند: اگر خداوند ما را نجات مي داد، ما هم شما را نجات مي داديم. (34)

26- هدي به معني دعاء و دعوت :

مانند آية 52 سورة شوري كه مي فرمايد: “و انك لتهدي الي صراط مستقيم”.

ترجمه: همانا تو (اي پيامبر)، به صراط مستقيم و راه راست، دعوت مي كني.

در اين آيه، هدايت به معني دعوت است، چون كه هدايت از ناحية رسول خدا (ص) چيزي جز دعوت نخواهد بود.

در آية 155 سورة اعراف مي فرمايد: “و تهدي من تشاء و انت ولينا”.

ترجمه: موسي گفت: دعوت مي كني هر كس را كه بخواهي و تويي مولي و بزرگ ما. (35)

27- هدي به معني توفيق :

خداوند بعنوان پاداش ايمان، توفيق خويش را براي سعادتمندي و رستگاري، شامل حال مومنين مي كند. چنانكه در آية 56 قصص مي فرمايد:

“ انك لاتهدي من احببت و لكن يهدي من يشاء”.

يعني: تو اي پيامبر، توفيق نمي دهي به هر كسي كه دوست داشته باشي ولي خداوند به هر كس بخواهد، توفيق مي دهد. (36)

هدايت بدين معنا، در قرآن فراوان است. صاحب كشف الاسرار مي گويد:

“در 236 جا در قرآن، هدايت به معناي دعا و دعوت و توفيق آمده است”. (37)

28- هدي به معني امر به معروف و نهي از منكر :

مانند آية 105 سورة مائده كه مي فرمايد:

“يا ايها الذين آمنوا عليكم انفسكم لايضركم من ضل اذا هتديتم”.

يعني: اي مؤمنين مراقب نفسهايتان باشيد، هرگاه شما امر به معروف و نهي از منكر كنيد، كسي كه امر و نهي را نپذيرد، نمي تواند به شما ضرر برساند:

در سرتاسر قرآن، تنها در همين آبه، هدي به معني امر به معروف و نهي از منكر است. (38) علامه طباطبايي نيز معتقدند، هدايت در اين آيه، به معناي امر به معروف و نهي از منكر است. لكن خداوند در اين آيه، به مومنين هم هشدار مي دهد كه مبادا با امر به معروف و نهي از منكر نمودن ديگران، خود را فراموش كنند و رفته رفته گمراه شوند، بلكه بايد مراقب نفس خودشان هم
باشند. (39)

علاوه بر وجوهي كه ذكر شد، صاحب انوار را لتنزيل نيز دربارة هدايت، وجوه ديگري عنوان نموده كه به ذكر آنها مي پردازيم:

29- هدي به معني افاضه قوايي كه انسان توسط آن، متمكن از قبول هدايت مي گردد كه آن قوا عبارتند از: قوة‌ عقليه، حواس ظاهري و باطني.

30- هدي به معني نصب ادله اي كه جدا كنندة حق و باطل و صلاح و فساد است. چنانكه در آية 17 سورة فصلت فرمايد:

“و اما ثمود، فهدينا هم فاستحبوا العمي علي الهدي”.

ترجمه: و اما طايفة ثمود، به آنان قوة تميز داديم، لكن آنها گمراهي را بجاي هدايت برگزيدند.

31- هدي به معني اسراري كه در قلوب كشف گردد و حقايق اشياء ، به آن نمايانده شود، چه كشف اسرار از راه وحي باشد، چه از راه الهام يا روياي صادقه.

اين وجه در آية 90 سورة انعام بيان گرديده،

و نيز در آية 69 عنكوب نيز بدان اشاره شده، چنانكه در آية اخير مي فرمايد:

“والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا”. (40)

 

 

 

خطبه هاي نهج البلاغه در مورد هدايت

خطبه 201 بند 1

ايها الناس لاتَستَوْ حِشوا في طريق الهُدي لِقلّهِ اَهلِهِ. فَاِنًّ الناسَ قد اجتمعوا علي مائدةٍ شِبَعُها قَصِيرٌ ، وَجوعُها طويلٌ.

اي مردم در راه راست از كمي روندگان نهراسيد، زيرا اكثريت مردم بر گرد سفره‌اي جمع شدند كه سيري آن كوتاه، و گرسنگي آن طولاني است.

خطيه 187 بند 7

ضرورت اطاعت از رهبري

اي مردم! مهار بار سنگين گناهان را رها كنيد و امام خود را تنها مگذاريد، كه در آينده خود را سرزنش مي كنيد. خود را در آتش فتنه اي كه پيشاپيش افروخته ايد نيفكنيد، راه خود گيريد، و از راهي كه به سوي فتنه ها كشانده مي شود، دوري كنيد. به جانم سوگند كه مؤمن در شعلة آن فتنه ها نابود شود. امّا مدعيان دروغين اسلام در امان خواهند بود. همانا من در ميان شما چونان چراغ درخشنده در تاريكي هستم، كه هر كس به آن روي مي آورد از نورش بهره مند مي گردد. اي مردم سخنان مرا بشنويد، و به خوبي حفظ كنيد، گوش دل خود را باز كنيد تا گفته هاي مرا بفهميد.

خطبه 161 بند 6

خدا و روشهاي هدايت

بندگان خدا ! شما را به ترسيدن از خدا و فرمانبرداري او سفارش مي كنم كه نجات فرد او ماية رهايي جاودان است. خدا آنگونه كه سزاوار بود شما را ترسانيد و چنانكه شايسته بود اميدوارتان كرد و دنيا و بي اعتباري آن و نابود شدني بودن و دگرگوني آن را براي شما تعريف كرد. پس از آنچه در دنيا شما را به شگفتي و اميدواري روي گردانيد. زيرا كه مدت كوتاهي در آن اقامت داريد. دنيا به خشم خدا نزديكترين و از خشنودي خدا دورترين جايگاه است. پس اي بندگان خدا از غم و اندوه و سرگرمي هاي دنيا چشم برگيريد، زيرا شما به جدايي و دگرگونيهاي امور دنيايي يقين داريد.

خطبه 76 بند 1

از صفات بنده: پرهيزكار

خدا رحمت كند كسي را كه چون سخن حكيمانه بشنود، خوب فرا گيرد، و چون هدايت شود بپذيرد، دست به دامن هدايت كننده زند و نجات يابد، مراقب خويش در برابر پروردگار باشد. از گناهان خود بترسد، خالصانه گام بردارد، عمل نيكو انجام دهد. ذخيره اي براي آخرت فراهم آورد. و از گناه بپرهيزد، همواره اغراض دنيايي را از سر دور كند و درجات آخري به دست آورد. با خواسته هاي دل مبارزه كند، آرزوهاي دروغين را طرد و استقامت را مركب نجات خود قرار دهد و تقوا را از زاد و توشه روز مردن گرداند، در راه روشن هدايت قدم بگذارد، و از راه روشن هدايت فاصله نگيرد. چند روز زندگي دنيا را غنيمت شمارد و پيش از آن كه مرگ او فرارسد خود را آماده سازد، و از اعمال نيكو، توشه آخرت برگيرد.

خطبه 206 بند 2       اخلاق در جنگ

من خوش ندارم كه شما دشنام دهنده باشيد، اما اگر كردارشان را تعريف، و حالات آنان را بازگو مي كرديد، به سخن راست نزديك تر، و عذرپذيرتر بود، خوب بود به جاي دشنام آنان مي‌گفتيد: خدايا ! خون ما و آنها را حفظ كن، بين ما و آنان اصلاح فرما، و آنان را از گمراهي به راه راست هدايت كن، تا آنان كه جاهلند، حق را بشناسند، و آنان كه با حق مي ستيزند پشيمان شده به حق بازگردند.

خطبه 73        شيوه هاي هدايت و تربيت اخلاق

ستايش خداوندي را سزاست كه به قدرت، والا و برتر، و با عطا و بخشش نعمت ها به پديده ها نزديك است. اوست بخشنده تمام نعمت ها، و دفع كنندة تمام بلاها و گرفتاري ها. او را مي ستايم در برابر مهرباني ها و نعمت هاي فراگيرش. به او ايمان مي آورم چون مبدأ هستي و آغاز كننده خلقت آشكار است. از او هدايت مي طلبم، چون راهنماي نزديك است و از او ياري مي‌طلبم كه توانا و پيروز است. و به او توكل مي كنم، چون تنها ياور و كفايت كننده است.

خطبه  167

همانا خداوند بزرگ كتابي هدايت گر فرستاد، نيكي و بدي، خير و شر را آشكارا در آن بيان فرمود. پس راه نيكي در پيش گيريد، كه هدايت شويد و از شر و بدي پرهيز كنيد تا در راه راست قرار گيريد.

خطبه  201

اي مردم در راه راست، از كمي روندگان نهراسيد، زيرا اكثريت مردم بر گرد سفره اي جمع شدند كه سيري آن كوتاه، و گرسنگي آن طولاني است.

خطبه  193

و از نشانه هاي يكي از پرهيزكاران اين است كه او را اينگونه مي بيني: در دينداري نيرومند، نرمخو و دورانديش است، داراي ايماني پر از يقين، حريص در كسب دانش، با داشتن علم بردبار، در توانگري ميانه رو، در عبادت فروتن، در تهيدستي آراسته، در سختي ها بردبار، در جستجوي كسب حلال، در راه هدايت شادمان و پرهيز كننده از طمع ورزي، مي باشد.

 

خطبه 2  بند 1

ستايش مي كنم خداوند را براي تكميل نعمت هاي او تسليم بودن برابر بزرگي او و ايمن ماندن از نافرماني او و در رفع نيازها از او ياري مي طلبم، زيرا آن كس را كه خدا هدايت كند، هرگز گمراه نگردد، و آن را كه خدا دشمن دارد. هرگز نجات نيابد و هر آن كس را كه خداوند بي‌نياز گرداند، نيازمند نخواهد شد.

حكمت هاي نهج البلاغه در باب هدايت

راههاي هدايت

حكمت 157 : قد بُصَّرتُم إنْ أبْصَرْتُمْ ، و قَدْ هُدِيتُم اِن اهْتَدَيْتُم ، و أُسْمِعْتُمْ اِنِ اسْتَمَعْتُمْ

اگر چشم بينا داشته باشيد، حقيقت را نشانتان داده اند. اگر هدايت مي طلبيد شما را هدايت كردند، اگر گوش شنوا داريد، حق را به گوشتان خواندند.

حكمت 169 : روشن بودن راه هدايت

قَد أضاءَ الصُّبحُ لِذِي عَيْنَيْنِ

صبحگاهان براي آن كه دو چشم بينا دارد روشن است.

هدايت و ضلالت در نامة 65 بند 3 و 4

فَماذا بعد الحَقِّ الّا الضّلالُ الْمبينُ ، و بَعدَ البيانِ الّا اللًّبْسُ ؟ فَاحْذَرِ الشُبهَهَ وَ اشْتِمالَها عَلَي لُبْسَتِها ، فَاِنَّ الفتنَهَ طالَما أغْدَفَتْ جَلابيبَها ، وَأَغْشَتِ الْاَبصارَ ظُلْمَتْها

آيا پس از روشن شدن راه حق، جز گمراهي آشكار چيز ديگري يافت خواهد شد؟ و آيا پس از بيان حق جز اشتباه كاري وجود خواهد داشت؟ از شبهه و حق پوشي بپرهيز، فتنه ها دير زماني است كه پرده هاي سياه خود را گسترانده و ديده هايي را كور كرده است.

منابع

1)     قرشي، علي اكبر، قاموس قرآن، ج 7، ص 145، دارالكتب الاسلاميه، 1352 هـ . ش

2)     الطريحي، فخرالدين، مجمع البحرين، ج 4، ص 414، چاپ هشتم، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، سال 1367 هـ .ش

3)     راغب اصفهاني، مفردات الفاظ القرآن في غريب القرآن، ص 538، چاپ دوم، انتشارات مرتضوي، پائيز 1362

4)  معجم الوسيط، ج 2، ص 988، ناشر مجمع اللغه العربيه، ابي الحسين احمد بن زكريا، معجم مقاييس اللغه، ج 6، ص 42، ناشر: مكتب الاعلام الاسلامي، 1404 هـ .ق

5)  جر، خليل، معجم العربي الحديث (فرهنگ لاروس)، ترجمه: سيد حميد طبيبيان، ج 2، ص 2115، انتشارات اميركبير، سال 365 هـ .ش

6)     الطوسي، محمد بن حسن، التبيان، في تفسير القرآن، ج 1، ص 41، داراحياء التراث العربي

7)  دكتر محقق، تفسير المحقق، لمولفه المحقق، ج 1، ص 374، در كشف الاسرار، ج 1، ص 17 و در كشاف، ج 1، ص 35 نيز همين تعريف آمده

8)     الطريحي، مجمع البحرين، ج 4، ص 415

9)  الزمخشري، محمود بن عمر، الكشاف عن حقايق غوامض التنزيل و عيون الاقاويل في وجوه التاويل، ج 2، ص 1540، دارالكتب العربي

10) شيرازي، صدرالدين، الحكمه المتعاليه في الاسفار العقليه الاربعه، ج 3، ص 82، انتشارات بيدار، قم،‌ 1361 هـ .ش

11) التفليسي، وجوه القرآن، ص 296، چاپ چهارم، بنياد قرآن، 1360 هـ .ش

- الطوسي، التبيان، ج 10، ص 352، الطبري جامع البيان، ج 29، ص 61

12) زمخشري الكشاف، ج 1، ص 183

13) البقصوي، معالم التنزيل، ج 3، ص 133

14) التفليسي، وجوه القرآن، ص 297

15) مجيدي، ابوالفضل رشيد الدين كشف الاسرار و عدة الابرار، ج 3، ص 418، انتشارات اميركبير، 1357 هـ .ش

16) رازي، ابوالفتوح، روح الجنان و روح الجنان، ج 1، ص 74، انتشارات كتابخانه آيت الله مرعشي، الرازي الفخر، مفاتيح الغيب، ج 28، ص 144، داراحياء التراث العربي

- فقيه دامغاني، عزيزي نقش، قاموس قرآن در وجوه و لغات مشترك، ج 2، ص 332، چاپ اول، انتشارات بنياد علوم اسلامي، تابستان 1361

17) الطبري، جامع البيان، ج 24، ص 60

18) التفليسي، وجوه القرآن، ص 298

19) التفليسي، وجوه القرآن، ص 299

20) البغوي، معالم التنزيل، ج 3، ص 252، وجوه القرآن، ص 299

21) فقيه دامغاني، عزيزي نقش، قاموس قرآن در وجوه و لغات مشترك، ج 2، ص 335

22) الطوسي، التبيان، ج 2، ص 47، همين مطلب، در دو منبع ديگر نيز آمده، كه آندومنبع عبارتند از:

-         ميبدي، كشف الاسرار و عدة الابرار، ج 1، ص 428

-         رازي، روح الجنان و روح الجنان، ج 1، ص 122

23) التفليسي، وجوه القرآن، ص 299

24) الطبري، جامع البيان، ج 1، ص 54، همين مطلب در منبع زير نيز آمده:

- ابن عربي، محي الدين، تفسير القرآن الكريم، ج 1، ص 11، انتشارات ناصرخسرو، چاپ دوم، 1978م

25) الزمخشري، الكشاف، ج 2، ص 165

26) التفليسي، وجوه القرآن، ص 299

27) التفليسي، وجوه القرآن، ص 299

28) فقيه دامغاني، عزيزي نقش، قاموس قرآن در وجوه و لغات مشترك، ج 2، ص 335

29) الزمخشري، الكشاف، ج 3، ص 420، همين مطلب در منبع زير نيز آمده:

- امين، نصرت (بانوي اصفهاني)، مخزن العرفان در تفسير قرآن، ج 1، ص 78، نهضت زنان مسلمان، سال 1361 هـ .ش

30) دكتر محقق، تفسير المحقق، ج 1، ص 377، همين مطلب در تفسير القرآن الكريم ابن عربي، ج 1، ص 649 نيز آمده

31) دكتر محقق، تفسير المحقق، ج 1، ص 378، همين مطلب در منبع زير نيز آمده:

- الالوسي البغدادي، السيد محمود، روح المغاني في تفسير القرآن العظيم و السبع المثاني،
ج 1، ص 93، داراحياء التراث العربي، چاپ چهارم، 1405 هـ .ق

32) الفخر الرازي، مفاتيح الغيب، ج 28، ص 47، تفسير المحقق، ج 1، ص 379، نيز همين مطلب را بيان نموده

33) الفخر الرازي، مفاتيح الغيب، ج 2، ص 146

34) الطبري، جامع البيان، ج 19، ص 45

35) دكتر محقق، تفسير المحقق، ج 1، ص 375

36) الفخر الرازي، مفاتيح الغيب، ج 2، ص 145

37) دكتر محقق، تفسير المحقق، ج 1، ص 384

38) ميبدي، كشف الاسرار و عدة الابرار، ج 3، ص 249

39) الطباطبايي، الميزان، ج 11، ص 279

40) دكتر محقق، تفسير المحقق، ج 1، ص 384، همين مطلب در منبع زير نيز آمده:

- ابي السعود، محمد بن محمد العمادي، تفسير ابي السعود المسمي، ارشاد العقل السليم الي مزايا قرآن الكريم، ج 1، ص 18، داراحياء التراث العربي، چاپ دوم، 1411 هـ .ق

41) دشتي، محمد، ترجمه نهج البلاغه، ناشر انتشارات مشرفين، سال انتشار 1379 هـ .ش

منبع : پرتال دانشجویی ایران داکیومنت

www.irandac.com

 

logo-samandehi

تایید