در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از مقالات و پروژه های موجود در سایت هستید که به اشتباه در این سایت قرار داده شده با پشتیبانی سایت تماس بگیرید تا فایل شما بسرعت حذف شود

کار تحقیقی دولت دینی یا دین دولتی

پیشنهاد به دوستان
کد محصول: 1131
قیمت 35,000 تومان
تعداد صفحات 50
فرمت word
 
توضیحات محصول

چکیده:

با پیروزی انقلاب اسلامی و شکل گیری نظام جمهوری اسلامی حرکت به سوی جریان اسلام گرایی در بخش های گوناگون جامعه صورت پذیرفت. همان طور که گفته شد از آنجایی پایه و اساس حکومت دینی بر دل های پاک و مومن مردم گذاشته می شود، لذا نمی توان گفت بعد از شکل گیری نظام اسلامی، مردم به سمت دینداری رفتند؛ چرا که ابتدا مردم دین دار بوده اند و نتیجه دینداری آنان وقوع انقلاب مبتنی بر اسلام است. به کلام ساده تر می توان گفت نظام اسلامی یعنی نظامی متشکل از مردم مسلمان. اینگونه شبهه رجحان جمهوریت یا اسلامیت نظام نیز رفع می شود.با این تعریف باید گفت بواسطه انقلاب، دولت و دولتمردان نظام به سوی اسلام گرایی حرکت کردند. با برخی جریانات خاص که از قبل معتقد به جدایی دین از سیاست بودند و در برحه ای از زمان در عرصه حکومت ظاهر شدند کاری نداریم که خود جریانی جداست و بسیار به آن پرداخته اند. روی سخن با دولتمردان قبلی و فعلی نظام است که اتفاقاً نقش دین را در ارکان مختلف جامعه موثر و بی بدیل می دانند.دراین کار تحقیقی سعی شده است در مورد دین دولتی و دولت دینی در حذ امکان توضیحات روشنی بیان شود و در ادامه به عوامل و شرایط هرکام بپردازیم.در قسمت دیگر کار تحقیقی به نقد بعضی از مقاله ها مطالبی بیان می شود.

مقدمه:

طی سال های گذشته و تاکنون، برخی مسئولان دولتی بسیار دوست می داشتند که دین را هم بخشی از سیاست های مجموعه مدیریتی خود بدانند و جاهلانه و یا مغرضانه سعی در شکل گیری دین دولتی داشته و دارند. این گروه بیشتر از آن که دوست داشته باشند رفتار و مدیریت دینی داشته باشند، می پسندند که دین را اداره کنند و بر بخش های مختلف دینی احاطه داشته باشند. صاحبان این تفکر در دوره ای با تفسیرهای مختلف از دین سعی در ارائه نوعی خاص از دینداری داشتند و در دوره ای دیگر روش و منش دیگران را خارج از دایره دینداری دانستند. شاید تأکید حکیمانه حضرت امام خمینی رحمة الله علیه بر عدم حضور روحانیون در امور اجرایی دولت در سال های ابتدایی انقلاب بر همین اساس بوده است که قرار نیست در نظام دینی، عالمان و اندیشمندان دینی به امور اجرایی بپردازند و وظیفه آنان نظارت بر عملکرد مجریان نظام در چارچوب دین است. اما زمانی که مجری همان اندیشمند دینی می شود خواسته و ناخواسته جریان مدیریت نظام به سمت مدیریت دین پیش خواهد رفت. اتفاقاتی که در جریان مدیریتی و اجرایی کشور در دهه های دوم و سوم انقلاب رخ داد، نمونه های گوناگون این ادعاست.مشکل دیگر حضور اندیشمندان دینی در عرصه اجرا این است که به مرور اینگونه تصور می شود که مدیران اجرایی هممی توانند در مسایل دینی اظهار نظر کنند و یا تصمیماتی بر اساس برداشت شخصی خود از دین داشته باشند. اتفاقی که هنوز هم دچارش هستیم...با این اوصاف وقتی دولت دینی تبدیل به دین دولتی می شود، جریانات مختلف سیاسی و احزاب گوناگون در دوره های مختلف حضور خود در مسند اجرا ـ چه دولت و چه شهرداری و شورای شهر و دیگر جایگاه های اجرایی ـ تفاسیر و برداشت های مختلفی از دینداری ارائه می دهند و هر یک با شعار دین به راه خود می روند.گروهی در زمان تصدی خود در شهرداری تهران، مساجد را جایگاهی مناسب برای فعالیت های فرهنگی و اجتماعی نمی دانستند و به مساجد بی مهری و کم توجهی می کردند و مراکز دیگری در مقابل مساجد برای اینگونه فعالیت ها می ساختند و گروهی دیگر در زمان تصدی شهرداری تا بدانجا در کمک و حمایت از هیئات و مساجد پیش می روفتند که فراموش می کردند بعضی فعالیت های دینی کاملاً جنبه مردمی دارد و قرار نیست شهرداری متولی اینگونه امور دینی باشد.جماعتی با ادعای روشنفکری دینی، به مرور به سمت جدایی دین فردی و دین جمعی می روند و جماعتی دیگر تا بدانجا پیش می روند که حتی برای مدیریت های حوزه های علمیه هم برنامه دارند. اتفاقی که به تازگی در کشور عراق هم رخ داد و با مخالفت شدید حضرت آیت الله سیستانی دامت برکاته مواجه شد.در این میان آن که غریب می ماند، دین است. چرا که هماره ارائه نظر و راهکار دینی بر عهده عالمان دین و مراجع بوده و هست و اجرای امور بر اساس این نظرات و راهکارها وظیفه مجریان و دولتیان. و نه بالعکس که در این صورت به دین ظلم خواهد شد.اکنون بعد از سی و یک سال از عمر پربرکت نظام جمهوری اسلامی، نگاهی آسیب شناسانه به رویکرد دینی مدیران اجرایی و جایگاه راهبردی عالمان دینی در امور، خالی از فایده نیست.زمانی که به هر دلیل، کارشناسان دینی از ارائه راهکار بپرهیزند و یا مدیران از توجه به نظرات آنان خودداری کنند، این اتفاق می افتد که مدیری کاملاً اجرایی، خود را اسلام شناس می داند و به جای رسیدگی به وظیفه خود نظرات دین شناسانه ارائه می دهد.فراموش نکنیم وظیفه مدیران اجرایی، فقط "اجرا" ست. شهرداری باید به امور شهری برسد، وزارت خانه ها به امور محوله خود بپردازند، سازمان های دیگر اجرایی هم به کار خود مشغول باشند. تمام اینان باید دقت داشته باشند که فعالیت هایشان از دایره دین خارج نشود. قرار نیست دایره را هم خود اینان ترسیم کنند که هر آنچه لازم بوده و هست در قانون اساسی گفته شده و یا از طریق مجلس شورای اسلامی، شورای نگهبان، مجمع تشخیص مصلحت نظام یا نهایتاً وجود گرانقدر مراجع عظام و مقام عظمای ولایت دامت برکاتهم رسم خواهد شد.فرض کنید که روزی هر مدیر اجرایی بخواهد خارج از حوزه کاری خود نظرات فردی ارائه دهد؛ اوضاع اسفباری خواهد شد که وزیر مسکن خود را متولی واجبات و مستحبات مردم بداند و یا وزیر بهداشت در خصوص مفاهیم دینی نظریه پردازی کند و وزیر نفت جواب روشنفکران غربی را بدهد و وزیر کشاورزی مباحث توحیدی را شرح و تفسیر کند.منکر نیستیم که هر فردی می تواند برای خود نظر و اندیشه ای داشته باشد و چه خوب است که در خصوص دین هم با اطلاع و آگاهی از مسایل مختلف دینی، نظریه بدهد. سخن اینجاست که وظیفه مدیر اجرایی این نیست و هیچ مدیری در این دنیا و جهان آخرت نمی تواند در جواب این سؤال که برای مردم چه کرده،َ بگوید کلی نظریه دینی ارائه کرده ام.با این حساب بد نیست در میان مراکز علمی و حوزوی و حتی دانشگاهی، بخشی برای ارائه نظرات فقهی، کلامی، تاریخی و ... مدیران در حوزه دین راه اندازی شود تا این بزرگواران بتوانند به اقناع روحیه علم آگاهی خود بپردازند.در پایان پیشنهاد می شود بزرگان اجرایی کشور از هر گروه و حزب و دسته ای، در صورتی که خود را محق می دانند تا به وظیفه! عالمانه خود در خصوص آگاهی بخشی مردم در حوزه دین و شریعت بپردازند؛ در مواقع "بیکاری و فراغت" تمام نظراتشان را بصورت کتاب منتشر کنند تا هم دوستداران این نظرات بتوانند بهره کافی از آن ببرند و هم منتقدان سندی برای ارائه نظر مخالف داشته باشند و هم مسائل جاری کشور، معطل تأیید، تکذیب، نقد و تحلیل اندیشه های حضرات نماند.

 

چکیده

مقدمه

فصل اول کلیات و پاسخ به چند سؤال مهم در این زمینه

مبحث اول:کلیات

گفتار اول دین ودولت و دولت دینی

گفتار دوم تعریف دولت وادعاها ی دولت از گذشته تا حال

مبحث دوم:پاسخ به چند پرسش مهم در رابطه به دولت دینی و دین دولتی

گفتار اول پيامدهاي حاكميت ديني و دولت دینی چيست

گفتار دوم فرق بين حكومت ديني و دين حكومتي (دين دولتي) چيست؟

گفتار سوم:آيا حكومت ديني قابل تحقق است؟

گفتار چهارم تفاوت مباني نظري حكومت ديني و حكومت سكولار در چيست؟

فصل دوم نقدمقاله دولت دینی و دین دولتی اکبرگنجی

مبحث اول: نقدمقاله

گفتار اول: قرائت طولی یا نگاه عمیق تر به ولایت فقیه

گفتار دوم: نقد استنادات

بودجه حکومت

اتکا و عدم اتکا به فقه

فربهی فقه یا تولد ولایت مطلقه فقیه

حکومت مشروطه و مطلقه

تغییر بینش مردم شناسی

مشروعیت حکومت

شرایط رهبری

حکومت فقهاء و حکومت کارشناسان

ولایت فقیه و معضل حق و تکلیف

مبحث دوم: تحلیل قضیه

گفتار اول پاسخ اول

گفتار دوم پاسخ دوم

نتیجه گیری

منابع و پینوشت ها

این مطلب توسط پرتال دانشجویی ایران داکیومنت تهیه و تنظیم شده است و طبق ماده 25  قانون جرائم رایانه ای هرگونه انتشار و فروش این مطلب در سایر سایتها جرم محسوب می شود و پیگرد قانونی دارد .

 

خرید این محصول
 

   پس از پرداخت وجه ، فایل محصول هم قابل دانلود می باشد و هم به ایمیل شما ارسال می گردد .

   آدرس ایمیل را بدون www وارد نمایید و در صورت نداشتن ایمیل این قسمت را خالی بگذارید .

   در صورت داشتن هرگونه سوال و مشکل در پروسه خرید می توانید با پشتیبانی 24 ساعته سایت تماس بگیرید.

   درصورتی که مطلب و عنوان شما در سایت یافت نشد از طریق سفارش جدید درخواست خود را ارسال نمایید .

سوالات و نظر شما در مورد این محصول